دایره المعارف دفاع مقدس - موسوعة الحرب العراقیة الایرانیة - Encyclopedia of Iran Iraq war

جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

دلايل و اهداف آغاز جنگ عراق و ایران

دلايل و اهداف آغاز جنگ عراق و ایران

1ـ رقابت ايدئولوژيكي عراق با ايران
2ـ برقراري حاكميت مطلق بر اروندرود
3ـ تجزيه خوزستان از ايران
4ـ سرنگون كردن دولت ايران
5ـ ايفاي نقش ژاندارم منطقه
6ـ رهبري جهان عرب
7ـ ادعا در مورد جزاير سه‌گانه ايراني در خليج‌فارس

عوامل مختلفي در وقوع جنگ ايران و عراق مؤثر بود: اختلافات تاريخي؛ تلاش عراق براي برقراري حاكميت مطلق بر اروندرود؛ اقدام ارتش عراق به تصرف قسمتي از اراضي ايران در جبهة مركزي؛ تصميم رژيم عراق به تجزيه استان خوزستان از ايران و مطامع آن در مورد جزاير سه‌گانه ابو‌موسي، تنب بزرگ و تنب كوچك؛ اهداف ارضي و مرزي عراق؛ تفاوت ايدئولوژيكي سيستم حكومتي دو كشور؛ جلوگيري از تحقق اهداف انقلاب اسلامي در ايران و تأثير آن بر موج بيداري مردم منطقه و عراق و تهديد نظام حكومتي اين كشور توسط شيعيان عراق؛ سرنگون ساختن دولت جمهوري اسلامي ايران؛ تلاش رژيم عراق براي عهده‌دار شدن ژاندارمي خليج‌فارس و رهبري جهان عرب. دراينجا به برخي از اين عوامل به اختصار پرداخته مي‌شود:

1ـ رقابت ايدئولوژيكي عراق با ايران

يكي از اهداف صدام براي تجاوز به ايران اسلامي، رقابت ايدئولوژيك با انقلاب اسلامي ايران بود. صدام به ايدئولوژي حزب بعث معتقد بود و قهرمان تحقق آن به شمار مي‌رفت. اين ايدئولوژي با طرح شعارهايي چون: وحدت جهان عرب، سوسياليسم، ناسيوناليسم عربي و غيره در پي متحد ساختن اعراب و جلب توجه آنان به رهبري حزب بعث عراق بود. در مقابل، انقلاب اسلامي ايران و شعارهاي آن جاذبه بيشتري براي ملت‌هاي عرب [منطقه خاورميانه] داشت و رقيبي سرسخت براي ايدئولوژي بعثي محسوب مي‌شد. لذا صدام حسين ناچار بود براي تحقق اهداف خود و تثبيت ايدئولوژي بعثي، به رويارويي با انقلاب اسلامي ايران و اصول و مباني آن بپردازد.
از سوي ديگر، حكومت عراق با حمله به ايران مي‌توانست توجه مردم خود را از مسائل داخلي عراق به خارج معطوف كند. انقلاب اسلامي با طرح شعارهاي اسلامي و پرجاذبه خويش، به‌طور طبيعي نخستين مناطقي را كه تحت تأثير خود قرار مي‌داد، كشورهاي همسايه‌اش بودند. در ميان همسايگان ايران، كشور عراق با داشتن 62 درصد شيعه، خطر را بيش از ديگر كشورها احساس مي‌كرد. خطري كه باعث بروز تظاهرات و راهپيمايي‌ها و ديگر حركت‌هاي اعتراض‌آميز مردمي به رهبري آيت‌الله سيد محمدباقر صدر شده بود. سركوبي اين حركت‌ها و به شهادت رساندن آيت‌الله صدر و خواهرش مي‌توانست موج خصومت ميان مردم و حكومت بعثي را افزايش دهد. صدام احتمالاً به اين موضوع مي‌انديشيد كه حمله به ايران و تضعيف، تحقير يا سرنگوني آن، هم منبع خطر را تضعيف يا نابود مي‌كند و هم مردم عراق متوجه يك دشمن خارجي مي‌شوند و براي حفظ وحدت ملي از حركت‌هاي اعتراض‌آميز نسبت به حكومت بعثي دست برمي‌دارند.

2ـ برقراري حاكميت مطلق بر اروندرود

برخي معتقدند در بين عوامل مختلف، اختلاف ايران و عراق بر سر اروندرود، اصلي‌ترين عامل وقوع جنگ بوده است. به اعتقاد آنها مسئله اروندرود چندين بار به تيرگي روابط دو كشور و حتي قطع رابطه انجاميد و دو كشور ايران و عراق تا مرز جنگ پيش رفتند تا اينكه در نهايت عراق كه در موضع ضعف بود، در سال 1975، طي قرارداد الجزاير، خواستِ ايران را مبني بر حاكميت مشترك دو كشور بر اروندرود پذيرفت. اما همواره به دنبال فرصتي بود تا اين قرارداد را لغو نمايد. صدام در سخنراني‌هايش، پيش از جنگ و در جريان حمله به ايران، همواره اعتراف مي‌كرد كه جنگ را براي لغو قرارداد الجزاير و استقرار دوباره حاكميت عراق بر اروندرود (شط‌العرب) آغاز كرده است.
وزير امور خارجه عراق در نامة خود به دبيركل سازمان ملل متحد در 21 سپتامبر 1980 (30 شهريور 1359) تصريح كرد كه دولت عراق در نظر دارد به مواضع قبل از سال 1975 بازگردد و كنترل كامل شط‌العرب را در دست گيرد.
صدام حسين در 17 سپتامبر 1980 (26 شهريور 1359) در جلسه فوق‌العاده مجمع ملي عراق با پوشيدن لباس نظامي‌ و با صدايي نظير صداي جمال عبدالناصر ـ موقعي كه كانال سوئز را ملي اعلام كرد ـ سخنراني مفصلي ايراد نمود و طي آن لغو موافقت‌نامه الجزاير در 6 مارس 1975 و قراردادهاي وابسته به آن را اعلام کرد. وي در بخشي از سخنان خود گفت:
« ... بنابراين روابط حقوقي در شط‌العرب بايد به آنچه قبل از 6 مارس 1975 بود، برگردد. اين رودخانه بايد، با تمام حقوق مقرر كه ناشي از حاكميت كامل بر آن باشد، هويت عربي واقعي خود را ـ همان‌طور كه نام آن و حقيقت امر در طول تاريخ بوده است ـ دوباره بازيابد. ... ما اين تصميم تاريخي را براي به دست آوردن حاكميت كامل بر اراضي و آب‌هاي خود گرفتيم و عليه هر كس كه بخواهد با اين تصميم مشروع ما مخالفت نمايد با تمام قدرت و شايستگي مقابله خواهيم نمود.»
در پي اعلام اين تصميم، دولت عراق به منظور بازگشت وضع اروندرود به دورة قبل از انعقاد عهدنامة مرزي و حسن هم‌جواري سال 1975 اقدامات لازم را به عمل آورد. از جمله مقامات بندري عراق به كاركنان خود در داخل و خارج ابلاغ كردند راهنمايي كشتي‌ها، صدور اجازه حركت آنها و دريافت عوارض بندري بايد تماماً به دست عراقي‌ها انجام شود. اين مقامات همچنين هماهنگي لازم را با آژانس‌هاي بين‌المللي به عمل آوردند و از آنها درخواست كردند كه صاحبان كشتي‌ها به كاركنان و خدمه كشتي‌هاي خود دستور دهند تا براي دريافت خدمات كشتي‌راني فقط از راهنمايان عراقي كمك بخواهند و براي ورود به اروندرود و خروج از آن نيز از مقامات عراقي اجازه بگيرند و پرچم عراق را ـ حتي اگر مقصد آنها، بنادر ايران باشد ـ بر فراز كشتي‌هاي خود، برافرازند.
دولت عراق براي تسلط و حاكميت مطلق بر اروندرود ناگزير بود دو ساحل آن را در اختيار گيرد تا اين آبراه به صورت يك رودخانه داخلي عراق درآيد. سعدون حمادي در نامه‌اي به سازمان ملل در اين مورد مي‌نويسد:
«به منظور تضمين حاكميت مطلق عراق بر شط‌العرب كه رودخانه‌اي ملي باشد و براي اينكه در موضعي باشيم كه ما را قادر به اعمال حاكميت مطلق سازد، ناگزيريم كه كرانه شرقي اين آبراه را ... حفظ و تأمين نماييم.»
دولت عراق آن قسمت از اراضي را كه ادعا مي‌كرد بر طبق موافقت‌نامة 1975 الجزيره بايد به آن دولت مسترد مي‌شد با توسل به زور به اشغال خود درآورد. پس از اشغال اين اراضي (مناطق سيف‌سعد، زين‌القوس و ميمك)، ژنرال عدنان خيرالله وزير دفاع عراق در 19 شهريور 1359 اعلام كرد كه نيروهاي مسلح عراق به مرزهاي بين‌المللي رسيده‌اند. وي اضافه كرد: «ما تمام سرزمين‌هايي را كه ايران با زور تصرف كرده بود، دوباره پس گرفتيم و اختلافات خود را با ايران در مورد سرزمين‌هاي مذكور حل كرديم.»
دولت عراق نيز در همان تاريخ اعلام كرد تمام اراضي‌اي را كه ايران در بازگرداندن آن به موجب موافقت‌نامة الجزيره كوتاهي كرده بود، آزاد كرده است. وزير دفاع عراق وسعت مناطقي را كه ارتش آن كشور به اشغال خود درآورد 324 كيلومترمربع اعلام كرد، ولي سعدون حمادي طي مصاحبه‌اي در سازمان ملل اين رقم را 400 كيلومترمربع ذكر كرد.
البته ادعاي عراق مبني بر عدم استرداد اين اراضي، هيچ‌گونه مبناي قانوني نداشت و تنها ناشي از سياست‌هاي توسعه‌طلبانه عراق بود، زيرا در سال 1975 كميته‌اي متشكل از نمايندگان ايران، الجزاير و عراق با موافقت دولت عراق، مرزهاي زميني بين دو كشور را ابتدا بر روي نقشه و سپس با نصب ميله‌هاي مرزي بر روي زمين معين و مشخص كرده بود.

3ـ تجزيه خوزستان از ايران

دولت عراق پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، تلاش‌هاي گسترده‌اي را براي تجزيه استان خوزستان آغاز كرد. مشكلات موجود ناشي از انقلاب و ضعف دولت مركزي ايران فرصت خوبي براي دولت عراق فراهم كرد تا مطامع توسعه‌طلبانه خود را درباره خوزستان به اجرا گذارد. از همان روزهاي نخست پيروزي انقلاب، عراق حقايق تاريخي مربوط به خوزستان را تحريف كرد. اين اقدام با چاپ فراوان نقشه‌هاي جغرافيايي جعلي كه در آن بخش‌هايي از سرزمين ايران، مانند خوزستان و بلوچستان از كشور تفكيك شده بود، همراه بود. در يكي از اين نقشه‌ها، تمام دامنه‌هاي جنوبي زاگرس و حتي مناطق سه هزار ساله آريانشين جزء منطقه "عربستان" بزرگ (شامل خوزستان و نواحي اطراف آن) آورده شده بود. بدين معنا كه اين محدوده مي‌بايست از ايران جدا و ضميمة عراق مي‌شد. تلاش دولت عراق براي تغيير اسامي تاريخي و جغرافيايي سرزمين ايران ـ مانند شيوة رژيم اسرائيل طي 40 سال گذشته كه ابتدا اسامي تاريخي سرزمين‌هاي عربي را تغيير داد، سپس آنها را اشغال و بعد از مدتي ضميمة خاك خود كرد ـ نيز قابل ذكر است.
پس از انقلاب اسلامي ايران، بغداد بار ديگر به صورت پايگاه جنبش‌هاي تجزيه‌طلبانه خوزستان در آمد. كنترل نشدن دقيق مرزها در اوايل انقلاب، موجب شد تا مقادير زيادي اسلحه از عراق وارد خوزستان شود.
سفير عراق در بيروت در 3 نوامبر 1979 (12 آبان 1358) بهبود روابط ايران و عراق را به تحقق چند شرط از جمله اعطاي خودمختاري به اقليت عرب در ايران مشروط كرد. صدام حسين نيز در آوريل 1980 (فروردين 1359) طي سخناني خواستار به رسميت شناختن خوزستان (كه آن را عربستان ناميد) به عنوان يك منطقه عربي شد. طه‌ياسين رمضان نيز در اول ارديبهشت 1359 بر «پايبندي كشورش در گرفتن حق ملت عرب عربستان (خوزستان)» تأكيد كرد. در همان ماه نيز صدام حسين در مجمع شوراي ملي عراق گفت:
«هيچ‌وقت رسالت خود و مفهوم آن را از ياد نبرده‌ايم. ما فريادِ زنان عربي را كه در عربستان (خوزستان) به سر مي‌برند از ياد نخواهيم برد.»
بر پاية برخي گزارش‌ها، تجاوز عراق به ايران بر اساس طرح تجزيه خوزستان ايران ـ كه در وزارت امور خارجه انگليس تهيه شده بود ـ استوار بود. بر اساس اين طرح، قرار بود ارتش عراق با كمك شاپور بختيار و غلامعلي اويسي ، در مدت يك هفته استان خوزستان را به اشغال خود در آورند و سپس "جمهوري آزاد ايران" را تحت رهبري بختيار تشكيل دهند. پايتخت جمهوري جديد نيز مي‌بايست شهر اهواز باشد. كردستان ايران نيز پس از اشغال به اين جمهوري ملحق مي‌شد. طبق اين طرح پس از گذشت يك دوره، خوزستان به طور رسمي ضميمة عراق مي‌شد.

4ـ سرنگون كردن دولت ايران

دولت عراق تمايل خود را به سرنگون ساختن دولت جمهوري اسلامي ايران و يا تضعيف انقلاب اسلامي ايران هرگز پنهان نكرد. طه‌ياسين رمضان معاون اول نخست‌وزير و فرمانده ارتش خلقي عراق در مصاحبه اختصاصي با روزنامه الثوره ارگان رسمي حزب بعث در ژانويه 1980 اظهار كرد:
«ما بر اين نكته تأكيد مي‌كنيم كه جنگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه رژيم حاكم بر ايران به كلي منهدم شود.»
وي افزود:
«هيچ كشوري در جهان قادر نيست بدون داشتن يك دولت قوي، متحديني در محافل بين‌المللي، اقتصادي مطلوب، منابع مالي و تداركات تسليحاتي اقدام به جنگ نمايد. جمهوري اسلامي ايران هيچ يك از اين امتيازات را ندارد.»
برآورد شده بود كه يك تجاوز سريع و قاطع مي‌تواند ايران را به زانو درآورد. بر همين اساس صدام حسين در ژوئية 1980 با اعتماد به پيروزي خود گفته بود:
«رهبري ايران بر روي شكست ما حساب مي‌كند و ما خواهيم ديد كه چه كسي پيروز خواهد شد.»

5ـ ايفاي نقش ژاندارم منطقه

از نظر حاكمان وقت عراق پيروزي انقلاب اسلامي ايران تعادل قوا را در منطقه خليج‌فارس به نفع عراق تغيير داد. اين مسئله در سخنان عدنان خيرالله وزير دفاع عراق به خوبي آشكار است. او مي‌گويد:
«عراق افسانه برتري ايران را در منطقه از ميان برده است.»
سقوط شاه كه ژاندارم غرب در خليج‌فارس بود، خلأ قدرتي در منطقه خليج‌فارس به وجود آورد. حتي قبل از آن، آخرين نخست‌وزير دوران شاهنشاهي ايران اعلام كرد كه ايران ديگر تمايلي به اجراي نقش ژاندارمي در خليج‌فارس ندارد.
صدام حسين براي تثبيت نقش خود به عنوان ژاندارم خليج‌فارس، در بهمن 1358 به انتشار منشور ملي اقدام كرد. وي در اين باره مي‌گويد:
«به عقيده ما تعهد كشورهاي خليج‌ به اين منشور به عنوان تعيين كنندة چارچوب كلي روابط في‍مابين، امنيت خليج‌ را تأمين مي‌كند. نگهبان امنيت خليج‌ فرزندان خليج‌ و كشورهاي آن هستند.»
از سوي ديگر، عراق با دامن زدن به نگراني بي‌مورد كشورهاي خليج‌فارس از انقلاب اسلامي ايران، توانست آنها را به طرف خود جلب كرده، عراق را به عنوان تنها سپر دفاعي در مقابل انقلاب اسلامي ايران معرفي كند. سعدون حمادي در اين زمينه گفته است:
«اگر عراق سقوط كند، پس از آن تمام كشورهاي خليج‌عربي (فارس) سقوط خواهند كرد.»
صدام حسين تجاوز عراق به ايران را دفاع از ملت عرب، كشورهاي خليج‌فارس و حفظ ويژگي "عربي بودن" خليج‌فارس عنوان مي‌كرد. وي در سخنراني راديويي خود در 28 سپتامبر 1980 در اين باره گفت:
«اين جنگ تنها براي ما نيست، بلكه بيشتر براي تمام اعراب و همچنين ويژگي عربي بودن خليج‌ است.» او اضافه كرد: «عراق از طرف ملت عرب و شهروندان خليج‌‌ مي‌رزمد.»

6ـ رهبري جهان عرب

صدام حسين رؤياي رهبري جهان عرب را نيز در سر مي‌پروراند. از نظر ايدئولوژيكي، رسالت تاريخي حزب بعث ايجاد يك امپراتوري به رهبري اين حزب بود. شعار حزب بعث "امه عربيه واحده، ذات رساله خالده" (امت عربي واحد، رسالتي جاويدان) است. از نظر حزب بعث، اعراب به رغم تقسيم به كشورهاي مختلف هميشه ملت واحدي را تشكيل مي‌داده‌اند و اكنون نيز بايد مرزهاي بين كشورهاي عربي از ميان برداشته شود و اعراب مجدداً ملت واحدي را تشكيل دهند. رسالت تاريخي حزب بعث احياي عظمت عصر جاهليت اعراب و امپراتوري‌هاي امويان و عباسيان است. به همين دليل، صدام جنگ عراق عليه ايران را قادسيه دوم يا قادسيه صدام ناميد.
صدام حسين در 28 سپتامبر 1980 خطاب به مردم عراق گفت:
«ما بايد شمشيرهاي علي، خالد و سعد‌ابن ابي‌وقاص را براي مبارزه با اين گروه ستمگر و آموختن درس‌هاي تاريخي جديد به آنها، همانند نبرد باشكوه قادسيه از نيام درآوريم. نبرد با شكوه قادسيه تكبر و خودخواهي خسرو پرويز را نابود كرد و موانع اسلام را از ميان برداشت و بي‌ديني و ناداني و تجاوز را در اين منطقه ريشه‌كن كرد. ارتش دلير ما نيز در زين‌القوس و سيف‌ سعد همين كار را انجام داد.»
از طرف ديگر صدام حسين قصد داشت تا جنگ بين ايران و عراق را به جنگ ايران و اعراب مبدل سازد. وي بارها در سخنان خود اظهار كرده بود كه از جانب اعراب به پا خاسته است تا حقوق از دست رفته آنان را دوباره به دست آورد. صدام حسين در مصاحبه‌اي در 23 اسفند 1362 خطاب به اعراب گفت:
«ما كه برادرانتان هستيم، به نمايندگي از سوي شما، دفاع از سرزمين اعراب را آن گونه كه در خور است به عهده خواهيم گرفت.»
در اين زمان مصر با امضاي موافقت‌نامة "كمپ‌ديويد" نقش رهبري خود را در جهان عرب از دست داده بود و صدام حسين خود را براي پركردن خلأ رهبري مصر در جهان عرب، شايسته مي‌ديد.

7ـ ادعا در مورد جزاير سه‌گانه ايراني در خليج‌فارس

مقامات مسئول عراقي بارها در سخنان خود به مسئله جزاير سه‌گانه ايراني ابو‌موسي‌، تنب بزرگ و تنب كوچك اشاره كرده و خواستار استرداد آنها شده بودند. اين‌گونه اظهارات از 6 ماه قبل از آغاز تجاوز عراق به ايران افزايش يافت. مقامات عراقي ضمن اينكه از ايران مي‌خواستند جزاير سه‌گانه را بازگرداند، عراق را متعهد به بازپس‌گرفتن اين جزاير مي‌دانستند.
صدام حسين نيز طي مصاحبه‌اي درباره امكان بازپس‌گرفتن جزاير سه‌گانه و مورد ديگري كه به آن اشاره نكرد، در تيرماه 1359 گفت:
«اكنون توان بازپس‌گرفتن جزاير و امكان به دست آوردن موردي كه آن را باز خواهيم گرفت، داريم؛ پس چه دليلي وجود دارد كه سكوت كنيم.»

به طور كلي اهداف عراق در تجاوز به ايران در سه سطح قابل بررسي است:
1‌ـ حمله به ايران با هدف انتقال مرز آبي دو كشور از خط‌القعر
(خط تالوگ) اروندرود به ساحل شرقي آن.
2‌ـ حمله به ايران با هدف جدا كردن استان خوزستان از ايران و ايجاد كشوري مجزا تحت سلطه عراق با نام عربستان.
3‌ـ حمله به ايران با هدف فروپاشي نظام جمهوري اسلامي و روي كار آمدن دولتي غرب‌گرا به جاي آن.
ولي اهداف ديگري نيز براي عراق وجود داشت كه در صورت برآورده شدن يكي از اهداف سه‌گانه بالا، آن اهداف نيز قابل دسترسي بود. عمده‌ترين هدف عراق به دست آوردن نقش ژاندارمي خليج‌فارس به جاي ايران و برتري كامل سياسي نظامي بر ساير كشورهاي خاورميانه و به ويژه كشورهاي منطقه بود.
نكته‌اي را كه بايد به آن توجه كرد و مي‌تواند در بررسي علل آغاز جنگ مؤثر باشد، شرايط زماني است كه جنگ عراق عليه ايران آغاز مي‌شود. در اين زمان نظام بين‌المللي بين امريكا و اتحاد جماهير شوروي سابق تقسيم شده و جنگ سرد بين امريكا و شوروي در جريان است. در اين دوره كشورهاي جهان از جمله ايران و عراق به نوعي تحت نفوذ و سيطرة يكي از دو قدرت برتر قرار دارند. ايران در دورة پهلوي، تحت نفوذ امريكا بود و يكي از كشورهاي اقماري اين ابرقدرت محسوب مي‌شد اما پيروزي انقلاب اسلامي به دوران تسلط امريكا بر ايران پايان داد و ايران به عنوان كشوري آزاد و مستقل، دوران جديدي از حيات خود را آغاز كرد. در اين بين آنچه بيش از حد قابل توجه بود عدم وابستگي انقلاب ايران به ابرقدرت ديگر (شوروي سابق) بود. ايران موفق شده بود بدون ارتباط با يكي از دو ابرقدرت و ساير قدرت‌ها، انقلاب خود را به پيروزي رسانده، نظام جمهوري اسلامي را تأسيس نمايد و به حيات سياسي و اجتماعي و اقتصادي خود به صورتي مستقل ادامه دهد. اين مسئله خوشايند دو ابرقدرت به ويژه امريكا نبود لذا اين كشور همواره تلاش مي‌كرد تا مانع از موفقيت اين تجربة جديد در جهان شود. به همين دليل توطئه‌هاي بي‌شماري عليه انقلاب اسلامي ايران تدارك ديده شد. از جمله اين اقدامات مي‌توان به بحران‌هاي منطقه‌اي در كردستان، خوزستان، گنبد، سيستان و بلوچستان، كودتاي نوژه و ... اشاره كرد. هيچ‌يك از اين اقدامات خوشبختانه به نتيجه نرسيد و انقلاب اسلامي ايران به حيات خود ادامه داد. با خنثي شدن توطئه‌هاي فوق عليه ايران، تنها راه باقيمانده براي سركوب انقلاب اسلامي، تحميل يك جنگ تمام عيار به ايران بود. برخي تحليلگران و صاحب‌نظران سياسي معتقدند كه هم‌سويي منافع امريكا، عراق و كشورهاي منطقه با يكديگر سبب به وجود آمدن جنگي گسترده عليه ايران شد كه در صورت شكست ايران در اين جنگ، هر يك از كشورهاي مورد نظر به نوعي به اهداف و مقاصد خود دست مي‌يافتند.
در هر حال، پذيرش هر كدام از اين علل به عنوان علت اصلي شروع جنگ عراق عليه ايران مشكل است، اما تركيب همة اين عوامل زمينه و موقعيت را براي اهداف جاه‌طلبانه صدام فراهم ساخته بود. خصوصاً اينكه با سقوط رژيم شاه، امريكا از انقلاب اسلامي و شعارهاي آن ناخرسند بود.


منبع: برگرفته از کتاب جنگ ایران و عراق، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ




:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: دلايل و اهداف آغاز جنگ عراق و ایران


جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

زمينه‌هاي جنگ ایران و عراق  پيشينة تاريخي اختلافات مرزي عراق با ايران

زمينه‌هاي جنگ ایران و عراق

پيشينة تاريخي اختلافات مرزي عراق با ايران

سابقة اختلافات ايران و عراق به دوره‌اي برمي‌گردد كه عراق، جزء امپراتوري عثماني بود. اختلافات ايران و دولت عثماني در طول چهار قرن
(1914-1514) با وجود انعقاد بيش از هجده قرارداد صلح و چندين پروتكل مرزي، همچنان حل نشده ماند و اين منازعات به دولت تازه تأسيس عراق پس از جنگ جهاني اول منتقل گرديد.
در اين قسمت به برخي از اختلافات ايران و عثماني و معاهداتي كه بين دو كشور در دوره قاجار و پهلوي به امضا رسيد، اشاره مي‌كنيم:
در اواخر دوره فتحعلي شاه، مسئله رفت و آمد ايلات چادرنشين در مناطق مرزي ميان دو كشور باعث بروز درگيري‌هايي شد. عباس ميرزا براي تثبيت اوضاع به غرب لشكر كشيد و تا بغداد پيش رفت. دولت عثماني ناچار تقاضاي صلح كرد و پس از مذاكرات نمايندگان ايران و عثماني در شهر "ارزنة‌الروم"، معاهده اول ارزنة‌الروم (1238ﻫ / 1823م) بين دو دولت به امضا رسيد. با وجود شكست عثماني در اين جنگ، معاهده مزبور هيچ تغييري در مرزهاي دو كشور به وجود نياورد.
در دوره محمد شاه نيز اختلافات ايران و عثماني بالا گرفت كه در نهايت با وساطت دولت روسيه و انگليس، عهدنامه دوم ارزنة‌الروم بين دو كشور منعقد شد. بر اساس اين قرارداد طرفين از دعاوي و مطالبات نقدي خود (به استثناي خسارات) صرف‌نظر كردند. همچنين دولت ايران قبول كرد به شرط اينكه دولت عثماني حاكميت ايران بر اراضي شرق "ذهاب" و "كرند" را بپذيرد، از دعاوي خود درباره اراضي غرب ذهاب دست بردارد. ايران همچنين پذيرفت از ادله‌اي كه حاكميت آن را بر "سليمانيه" مسجل مي‌ساخت، دست بكشد به شرط آنكه عثماني حاكميت ايران بر شهر و بندر "محمره" (خرمشهر) و جزيره "الخضر" (آبادان) و اراضي ساحل شرقي "اروندرود" را (كه در تصرف ايران بود) بپذيرد. عثماني نيز متعهد شد تا حق تردد كشتي‌هاي ايراني را در اروندرود ـ كه در تصرف ايران بود ـ به رسميت شناخته، مانع از آن نگردد. دو دولت همچنين اعلام آمادگي كردند كه براي امر تحديد حدود و تعيين سرحدات نمايندگاني را معرفي كنند تا با حضور دول واسطه، به انجام اين مهم بپردازند. ساير مواد عهدنامه مربوط به پناهندگان، حقوق و عوارض گمركي كالاها، خوش‌رفتاري با زائران، تعيين كنسول و جلوگيري از شرارت عشاير سرحدي است.
اما، امضاي اين معاهده نيز به اختلافات ايران و عثماني خاتمه نداد، تا اينكه با وساطت انگلستان، پروتكل سال 1911 به امضاي دو كشور رسيد. بر اساس اين پروتكل مقرر شد كميسيوني مركب از نمايندگان چهار دولت (روسيه، انگليس، عثماني و ايران) مطابق معاهده دوم ارزنة‌الروم تشكيل شود و به امر تعيين خطوط مرزي رسيدگي كند ولي تشكيل اين كميسيون نيز حاصلي در بر نداشت. متعاقب آن، نمايندگان چهار دولت در اسلامبول پروتكل سال 1913 را امضا کردند كه بر اساس آن، دو دولت روس و انگليس، مسئول تعيين مرز ايران و عثماني شناخته شدند و اروندرود به حاكميت عثماني و انگليس درآمد. كميسيوني براي اجراي اهداف اين پروتكل تشكيل شد كه در سال 1914 موقتاً مرزهاي دو كشور را علامت‌گذاري كرد.
با پايان جنگ جهاني اول و تجزيه امپراتوري عثماني، عراق از جمله كشورهايي بود كه از تجزيه عثماني تشكيل شد و تحت قيموميت انگلستان قرار گرفت و در سال 1921 به ظاهر به استقلال دست يافت. پس از تشكيل کشور عراق نيز اختلافات ايران و عراق همچنان ادامه پيدا كرد.
اولين اختلاف ايران و عراق بر سر تبعيد علماي شيعه به ايران بود كه به خاطر نقش علماي شيعه در انقلاب عراق صورت گرفت. تبعيد علماي شيعه به ايران مورد اعتراض دولت و ملت ايران قرار گرفت.
پس از تشكيل عراق، ايران به رسميت شناختن عراق را به حل اختلافات بر سر اروندرود (شط‌العرب) و همچنين محترم شمردن حقوق اتباع ايران موكول كرد. در سال 1929 دولت ايران پس از كسب اطمينان از طرف انگلستان و عراق مبني بر استرداد حقوق قانوني ايران در اروندرود، دولت عراق را به رسميت شناخت. اما برخلاف قول‌هايي كه به دولت ايران، براي احقاق حقوق آن در اروندرود داده بودند، بعدها معلوم شد كه عراق تصميم ندارد به تعهد خود عمل كند. اين عمل، ايران را واداشت تا رسماً به عراق اعلام نمايد كه تحديد حدود سال 1914 را فاقد اعتبار دانسته و آن را به رسميت نمي‌شناسد.
به اين ترتيب اختلافات ايران و عراق همچنان ادامه يافت تا اينكه در سال 1934 عراق شكايتي را به جامعه ملل تسليم کرد مبني بر اينكه، ايران قرارداد ارزنة‌الروم و پروتكل 1913 را ناديده انگاشته از مفاد آن تخلف مي‌نمايد. در نهايت ايران و عراق تحت فشار انگليسي‌ها، مصمم به حل اختلافات خود شدند.
در تاريخ 13 تير 1316 (1937) عهدنامه‌اي بين وزير امور خارجه عراق، ناجي‌الاصيل و وزير امور خارجه ايران، عنايت‌الله سميعي به امضا رسيد. اين عهدنامه در سال 1938 در مجالس دو كشور با اكثريت آراء به تصويب رسيد و در 30 خرداد 1317 اسناد آن بين دو كشور مبادله شد. در اين عهدنامه، پروتكل 1913 و صورت جلسات كميسيون تحديد حدود 1914 و نقشه‌هاي تهيه شده توسط دولت‌هاي روسيه و انگلستان مبناي تعيين مرز زميني دو كشور قرار گرفته و براي نخستين بار به واژه تالوِگ براي منطقه اروندرود (محدوده روبه‌روي بندر آبادان به طول 7 كيلومتر) اشاره شده است. به عبارت ديگر در اين عهدنامه از حق حاكميت دو كشور بر اروندرود بر مبناي خط تالوگ براي محدودة مشخصي ياد مي‌شود و بعدها اين مبنا در قرارداد 1975 الجزاير كل اروندرود را در بر گرفت.

منبع: برگرفته از کتاب جنگ ایران و عراق، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: زمينه‌هاي جنگ ایران و عراق ÷ اختلافات مرزي عراق ب


سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات ضربت ذوالفقار

عملیات ضربت ذوالفقار
 
منطقه: جبهه مياني - ايلام و ميمك
هدف: بازپس‌گيري ارتفاعات ميمك
تاريخ:19/10 تا 20/11/1359
منطقه كوهستاني ميمك از نظر سياسي داراي پيچيدگي خاصي است كه آن را از ديگر مناطق عملياتي به كلي متمايز مي‌كند. بخشي از منطقه ميمك در زمان حكومت محمدرضا پهلوي طبق قرارداد 1975، به عراق واگذار كرد. امّا با توافق دو طرف، زمان انتقال آن به تعويق افتاد. از آغاز سال 1356 تلاش براي تعيين حدود مرزي آغاز گرديد. ليكن حكومت عراق كه شاهد بروز زمينه‌هاي انقلاب در ايران بود، با بهانه‌جويي، موضوع را معلق گذاشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز حكومت عراق باب مذاكره را مسدود نگه داشت، نامه‌هاي طرف ايراني را بي‌پاسخ گذاشت و در مقابل به تجاوزات مرزي پرداخت. عراق در صدد بود قرارداد 1975 را "كان لم يكن" اعلام كند، در نتيجه تعهد خود در مسئله اروند را نقض كند و مناطقي چون ميمك را با زور اسلحه به تصرف درآورد. دشمن با اين انديشه از 19/6/1359 هجوم گسترده خود را به ميمك آغاز كرد و پس از چند روز جنگ توانست آن را اشغال كند. براي بازپس‌گيري ميمك، عمليات ضربت ذوالفقار به فرماندهي لشكر 81 زرهي ارتش طرح‌ريزي و اجرا شد كه در موفقيت آن، عشاير، سپاه ايلام و هوانيروز ارتش با خلباناني چون احمد كشوري نقش برجسته‌اي داشتند.. اين عمليات به رغم محدوديت، نتايج ارزش‌مندي همچون تصرف ارتفاعات كله قندي و 620 در محور شمالي و ارتفاعات 525 و 540 در محور جنوبي در پي داشت. اين شكست براي ارتش عراق سنگين بود، و لذا براي بازپس‌گيري مناطق از دست داده حدود يك ماه كوشيد، امّا موفقيتي به دست نياورد.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات ضربت ذوالفقار


سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات لبيك يا خميني(ره)

عملیات گسترده لبيك يا خميني(ره)

شرح اول:

پس از آن كه ايران قطع‌نامه را پذيرفت، عراق با بهانه جويي‌هاي متعدد تهاجم خود را ادامه داد تا با تصرف خرمشهر و باختران، از موضع برتر و به عنوان طرف پيروز بر سر ميز مذاكرات صلح بنشيند و بتواند خواسته‌هاي خود را تحميل كند، بدين منظور در تاريخ 31/4/1367، ارتش اين كشور عمليات گسترده‌اي را با استعداد 6 لشكر در منطقه شمال خرمشهر و جنوب اهواز با هدف دست‌يابي به جاده اهواز - خرمشهر و سپس تهديد خرمشهر، آغاز كرد.

در پي اين اقدام دشمن، امام خميني به سپاه پاسداران - كه مسئوليت اصلي اداره جنگ را به خصوص در سال‌هاي آخر آن، برعهده داشت - هشداد دادند كه از دست دادن خرمشهر به معناي فروپاشي سپاه است. اين هشدار نشان‌دهنده حساسيت فوق‌العاده وضعيت بود. در خوزستان جنگ بسيار شديد و سختي درگرفت؛ در سه روز دشمن دو بار براي تصرف جاده اهواز - خرمشهر حمله كرد ولي هر بار با مقاومت نيروهاي سپاه و بسيج عقب رانده شد. در تاريخ 3/5/1367 هم زمان با حمله به جنوب، ارتش عراق در جبهه مياني از قصرشيرين تا مهران نيز حمله كرد و براي هجوم سازمان منافقين در آن منطقه زمينه لازم را فراهم آورد. سپس هجوم نيروهاي ضدانقلابي مجاهدين خلق (منافقين) به منطقه باختران (كرمانشاه) شروع شد. اين نوعي آزمايش بقاي اقتدار امام و مشروعيت نظام پس از قبول قطع‌نامه بود. وقتي حضور گسترده مردم در جبهه‌هاي جنوب و غرب با سازمان‌دهي سپاه، حملات دشمن را در هم كوبيد و مردم نشان دادند كه جمهوري اسلامي قادر است يك بار ديگر همه چيز را از ابتدا شروع كند، عراق نيز از اين كه بار ديگر در باتلاقي كه 8 سال در آن سرگردان بود، وارد شود، صرف نظر كرد و به بهانه‌جويي در مورد برقراري آتش بس پايان داد.

شرح دوم:
عملیات لیک یا خمینی

با انتشار خبر قبول قطعنامه از سوی ایران ، عراقی ها در ۳۱ تیرماه دست به یک هجوم سراسری زدند . در جنوب تا دروازه های خرمشهر پیشروی نمودند ، جاده اهواز-خرمشهر را تا پادگان حمید مسدود کردند و همانطور که گفتم دوباره به عین خوش ، دهلران و دشت عباس بازگشتند . در جبهه غرب حتی از ابتدای جنگ هم بیشتر جلو آمدند ! مهران دوباره سقوط کرد (چند هفته قبل از آن منافقین مهران را در عملیات معروف به چلچراغ اشغال کرده و تعداد زیادی از نیروهای ارتش را اسیر نموده و بازگشتند که بعداً معلوم شد تمرینی بوده برای یک عملیات بزرگتر!) ، عراقی ها از میمک گذشته و صالح آباد را محاصره کردند ؛ خطر پیشروی و سقوط ایلام شدیداً احساس می شد . بالاتر ، عراقی ها از سومار گذشته و به سمت ایوان پیشروی کردند و بالاتر از آن گیلان غرب ، قصر شیرین و سرپل ذهاب به اشغال عراقی ها در آمد .
اما همه اینها یک روی سکه بود . امام (ره) در یک پیام رادیویی پس از آنکه قبول قطعنامه را به نوشیدن جام زهر تشبیه نموده بودند از مردم خواستند تا بار دیگر به جبهه ها بروند . عراقی ها پس از تهاجم اولیه با یک موج خروشانی از رزمندگان مواجه شدند که درست مثل ابتدای جنگ بدون توجه به تاکتیک ها و اینکه چه کسی مال چه لشکری و چه واحدی است و چه کسی فرمانده ، به آنها هجوم آورده اند .
تانک های جامانده عراقی ها در صالح آباد
تلفات ارتش عراق بویژه در جبهه جنوب بسیار سنگین بود . نبرد به سختی جریان داشت و حدود خط خودی و دشمن غیر قابل تشخیص ؛ منطقه حدفاصل پادگان حمید تا کانال پرورش ماهی ظرف چند روز بارها بین خودی و دشمن دست به دست شد .
تانک سوخته عراقی
در جبهه غرب هم عراقی ها بویژه در صالح آباد و ایوان متحمل شکست شدیدی گشته و بالاتر ، از گیلاغرب و سرپل ذهاب عقبنشینی کردند . اما در اینجا آنها هنوز یک تیر دیگر در ترکش خود داشتند . منافقین با نیرویی معادل پنج هزار نفر که در قالب ۲۵ تیپ! سازماندهی شده بود قصد داشتند ظرف ۳۳ ساعت خود را از اسلام آباد غرب به تهران برسانند .

.شكست مجدد عراق در پايان جنگ
 
پس از آن كه ايران قطع‌نامه را پذيرفت، عراق با بهانه جويي‌هاي متعدد تهاجم خود را ادامه داد تا با تصرف خرمشهر و باختران، از موضع برتر و به عنوان طرف پيروز بر سر ميز مذاكرات صلح بنشيند و بتواند خواسته‌هاي خود را تحميل كند، بدين منظور در تاريخ 31/4/1367، ارتش اين كشور عمليات گسترده‌اي را با استعداد 6 لشكر در منطقه شمال خرمشهر و جنوب اهواز با هدف دست‌يابي به جاده اهواز - خرمشهر و سپس تهديد خرمشهر، آغاز كرد.
در پي اين اقدام دشمن، امام خميني به سپاه پاسداران - كه مسئوليت اصلي اداره جنگ را به خصوص در سال‌هاي آخر آن، برعهده داشت - هشداد دادند كه از دست دادن خرمشهر به معناي فروپاشي سپاه است. اين هشدار نشان‌دهنده حساسيت فوق‌العاده وضعيت بود. در خوزستان جنگ بسيار شديد و سختي درگرفت؛ در سه روز دشمن دو بار براي تصرف جاده اهواز - خرمشهر حمله كرد ولي هر بار با مقاومت نيروهاي سپاه و بسيج عقب رانده شد. در تاريخ 3/5/1367 هم زمان با حمله به جنوب، ارتش عراق در جبهه مياني از قصرشيرين تا مهران نيز حمله كرد و براي هجوم سازمان منافقين در آن منطقه زمينه لازم را فراهم آورد. سپس هجوم نيروهاي ضدانقلابي مجاهدين خلق (منافقين) به منطقه باختران (كرمانشاه) شروع شد. اين نوعي آزمايش بقاي اقتدار امام و مشروعيت نظام پس از قبول قطع‌نامه بود. وقتي حضور گسترده مردم در جبهه‌هاي جنوب و غرب با سازمان‌دهي سپاه، حملات دشمن را در هم كوبيد و مردم نشان دادند كه جمهوري اسلامي قادر است يك بار ديگر همه چيز را از ابتدا شروع كند، عراق نيز از اين كه بار ديگر در باتلاقي كه 8 سال در آن سرگردان بود، وارد شود، صرف نظر كرد و به بهانه‌جويي در مورد برقراري آتش بس پايان داد.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات لبيك يا خميني, ره


یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عمليات بيت المقدس 7

عمليات بيت المقدس 7

آخرين‌ عمليات‌ جنگ‌ در محور جنوبي‌ نبرد


نام‌ عمليات: بيت‌ المقدس‌7

 زمان‌ اجرا: 23/3/1367

 تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير) : 20400

 رمز عمليات: يا ابا عبدالله‌ الحسين(ع)

 مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ شلمچه‌ در شمال‌ شرقي‌ خرمشهر - محور جنوبي‌ جنگ‌

 ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

 اهداف‌ عمليات: پس‌ زدن‌ دشمن‌ از خاك‌ ايران‌ و مقابله‌ با ترفند تجاوزات‌ دوباره‌ ارتش‌ عراق‌

پس‌ از تقويت‌ دوباره‌ ارتش‌ عراق‌ توسط‌ حاميان‌ غربي‌ صدام‌ و هزينه‌هايي‌ كه‌ كشورهاي‌ عربي‌ خليج‌ فارس، صرف‌ حمايت‌ از رژيم‌ عراق‌ در رويارويي‌ با ايران‌ مي‌كردند، قواي‌ مسلح‌ اين‌ كشور دست‌ به‌ تهاجماتي‌ قابل‌ توجه‌ در محورهاي‌ جنوبي‌ جنگ‌ زدند.

در حالي‌ كه‌ ايران‌ آماده‌ مي‌شد تا قطعنامه‌598 سازمان‌ ملل‌ را به‌ عنوان‌ معاهده‌اي‌ براي‌ پايان‌ جنگ‌92 ماهه‌ تحميلي‌ بپذيرد، نيروهاي‌ دشمن‌ با پيشروي‌ در خطوط‌ ايران‌ و حتي‌ اشغال‌ برخي‌ مناطق، وضعيت‌ فوق‌العاده‌اي‌ را به‌ وجود آوردند.

اين‌ در حالي‌ بود كه‌ بسيج‌ عمومي‌ مردم‌ براي‌ تهاجمات‌ مجدد ارتش‌ صدام‌ در حد بالايي‌ بود و مي‌بايست‌ امتيازاتي‌ را كه‌ رژيم‌ عراق‌ قصد داشت‌ با قبول‌ حالت‌ نه‌ صلح، نه‌ جنگ‌ از ايران‌ بگيرد، پس‌ گرفته‌ مي‌شد.

بنابراين‌ سياست‌ و اين‌ تاكتيك، عمليات‌ «بيت‌المقدس‌7»- كه‌ يك‌ عمليات‌ ويژه‌ در نوع‌ خود بود- به‌ منظور پس‌ زدن‌ دشمن‌ از اين‌ سوي‌ خطوط‌ بين‌المللي‌ در منطقه‌ عمومي‌ «شلمچه» خرمشهر و در نخستين‌ ساعات‌ بامداد23 خردادماه‌1367 با رمز «يا اباعبدالله(ع)» آغاز شد.


رزمندگان‌ اسلام‌ در قالب‌ چندين‌ گردان‌ بسيجي‌ با فرماندهي‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي، توانستند شماري‌ از يگان‌هاي‌ ويژه‌ و آماده‌ دشمن‌ را متلاشي‌ نمايند و علاوه‌ بركشته‌ و زخمي‌ و اسير نمودن‌20400 تن‌ از نيروهاي‌ دشمن، يك‌ فروند هواپيما را ساقط‌ و60 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر زرهي،40 قبضه‌ توپ،200 دستگاه‌ خودروي‌ نظامي‌ و چندين‌ زاغه‌ مهمات‌ دشمن‌ را منهدم‌ سازند و شمار بالايي‌ از تجهيزات‌ و ادوات‌ نظامي، چند قبضه‌ توپ‌ و تعدادي‌ زاغه‌ بزرگ‌ مهمات‌ دشمن‌ را به‌ غنيمت‌ خود درآورند.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عمليات بيت المقدس 7 ÷ بیت المقدس هفت


یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات والفجر 10 (حلبچه)

عملیات والفجر 10 (حلبچه)


نام‌ عمليات: والفجر 10 (حلبچه)

 زمان‌ اجرا: 25/12 /1366

 تلفات‌ دشمن‌:15400 (كشته، زخمي‌ و اسير)

 رمز عمليات: يا رسول الله (ص)

 مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ حلبچه و سد دربندیخان محور شمالی جنگ

 ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نیروی زمینی سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

 اهداف‌ عمليات: آزادسازی شهر حلبچه عراق و مناطق پیرامون و دسترسی به سد دربندیخان

جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ گویی به بمباران و موشک باران مناطق مسکونی شهرها و احقاق حقوق خود در مجامع بین المللی، با تغییر منطقه عملیاتی از جنوب به غرب، در صدد برآمد تا قدرت رزمندگان اسلامی را بار دیگر به جهانیان نشان دهد.

بدین منظور عملیات گسترده ای در غرب کشور در دشت های سلیمانیه عراق هم زمان با مبعث رسول اکرم (ص) به نام والفجر 10، آغاز شد. این عملیات در روز سه شنبه 25/12/1366، شروع و در 5 مرحله به اجرا در آمد.

منطقه حلبچه و خرمال، اگرچه از گذشته مورد توجه طراحان نظامی سپاه پاسداران بود و هر از چند گاهی در مقاطع مختلف جنگ مورد بررسی آنان واقع می شد، لیکن با توجه به این که تلاش اصلی همواره در جبهه جنوب صورت می گرفت، انجام عملیات در منطقه مذکور هیچ گاه به طور جدی طرح نمی گردید. به دنبال اصلی شدن جنگ در جبهه شمالی که در پی پیدایش مشکلات و معضلات بسیار بر سر راه انجام عملیات در جبهه جنوبی ایجاد شد و نیز توقف عملیات در منطقه بیت المقدس 2، توجه بیشتری به منطقه حلبچه مبذول گردید. طراحی عملیات والفجر 10 در حالی انجام شد که دشمن اگر چه منطقه عملیاتی بیت المقدس 2 را به دلیل احتمال هجوم قوای ایران مسدود نموده بود، لیکن تهاجم اصلی را در جبهه جنوب محتمل می دانست. به این ترتیب عملیات بزرگ سال 66 در منطقه عمومی حلبچه طراحی و اجرا شد.


اهداف عملیات

در این عملیات، علاوه بر اهداف سیاسی، سه هدف عمده نظامی مورد نظر بود:

1- آزاد سازی شهرهای حلبچه، خرمال، دوجیله، بیاره و طویله.

2- فراهم سازی مقدمات تصرف سد دربندیخان.

3- انسداد عقبه اصلی دشمن در استان سلیمانیه.

 

منطقه عملیات

منطقه عمومی حلبچه به جز در غرب و شمال که دریاچه سد دربندیخان در آن واقع است، توسط ارتفاعات بلند و صعب العبوری محصور شده است که هر یک از این ارتفاعات از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به طوری که بالامبو و شاخ آن بر دریاچه دربندیخان و دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است. شاخ تمورژنان نیز بر شاخ شمیران، سد دربندیخان، تونل جاده سلیمانیه بغداد تسلط دارد.

علاوه بر ارتفاعات فوق الذکر، می توان از ارتفاعات و ناهمواری های دیگر منطقه نام برد که مهم ترین آن ها عبارتند از: ارتفاعات پرونیه، توانیر، پنج قله، شینه روی، تپه چناره، سه تپه، خورنوازان، تپه هانی قول، تپه سزام و شاخ دارزین.

هم چنین شیارهای موجود در منطقه نقش موثری در اختفاء نیروهای خودی داشته و بعضاً به عنوان معابر وصولی مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله این شیارها می توان از دره گلان، شیار زلم، شیار سورمر، شیار سازان، دره خورنوازان، شیار بالای روستای خورد و شیار وشکنام نام برد.

مهم ترین تاسیسات اقتصادی منطقه، سد دربندیخان است که علاوه بر پرورش ماهی و کشاورزی، در تامین برق قسمت و سیعی از عراق نقش مهمی دارد. پادگان حلبچه، پادگان لشکر 27 در کانی مانگا، مقر فرماندهی نیروهای دفاع الوطنی سپاه یکم در منطقه روداژه و پایگاه های موشکی سام 2 و سام 7 نیز از جمله تاسیسات نظامی در این منطقه می باشند.

شهرهای مهم عراق در این منطقه نیز به ترتیب وسعت و اهمیت عبارتند از: حلبچه، خرمال و دوجیله.

استعداد دشمن

منطقه عملیاتی، تحت مسئولیت سپاه یکم عراق قرار داشت. پدافند این منطقه قبلاً برعهده نیروهای جاش (مزدوران کرد عراقی) بود و آن ها علاوه بر حفظ خطوط پدافندی، ماموریت مقابله با کردهای معارض را نیز بر عهده داشتند. با شروع فعالیت هایی همچون آماده سازی زمین، تردد خودروها و ... از سوی قوای خودی در این منطقه، دشمن نیز به اقداماتی از قبیل جایگزینی نیروهای نظامی با جاش ها، تقویت منطقه با تیپ های جدید و ... مبادرت ورزید. در مجموع یگان هایی که از قبل و نیز در جریان عملیات در منطقه حضور یافتند، عبارت بودند از:

تیپ های 96، 606، 39، 14، 402، 602، 506، 422، 420، 72، 13، 707، 702، 95 و 433 پیاده.

تیپ های 80، 17 و 50 زرهی.

تیپ های 24، 27 و 46 مکانیزه.

تیپ های 65، 66 و 68 نیروی مخصوص.

تیپ 1 کماندویی سپاه چهارم، تیپ 2 کماندویی سپاه سوم و تیپ 2 کماندویی سپاه یکم.

قوای خودی

قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزی عمل می کرد.

الف قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

- لشکر 7 ولی عصر (عج) با 6 گردان.

- لشکر 33 المهدی (عج) با 6 گردان.

- لشکر 25 کربلا با 10 گردان.

- لشکر 19 فجر با 6 گردان .

- لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 6 گردان.

- لشکر 41 ثارالله با 7 گردان.

- تیپ مستقل 39 بیت المقدس با 4 گردان.


ب قرارگاه ثامن الائمه (ع) تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر 9 بدر با 8 گردان.

 لشکر 55 ویژه شهدا با 6 گردان.

 تیپ مستقل 36 انصار المهدی با 4 گردان.

 تیپ مستقل 75 ظفر با 2 گردان.

 تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) با 6 گردان.

 سپاه چهارم باختران با 6 گردان.

  ج قرارگاه فتح تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

 لشکر 8 نجف اشرف با 5 گردان.

 لشکر 14 امام حسین (ع) با 5 گردان.

 لشکر 11 امیر المومنین با 4 گردان.

 تیپ مستقل 82 صاحب الامر با 3 گردان.

 تیپ مستقل 91 بقیة الله (عج) با 3 گردان.

 تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم با 3 گردان.

 تیپ مستقل 100 انصارالرسول با 3 گردان.

  طرح عملیات

 به علت وجود ارتفاعات سرکوب سورن در شرق منطقه عملیاتی و دریاچه دربندیخان در غرب آن، در حد فاصل انتهای شمال شرقی دریاچه تا ارتفاعات سورن تنگه ای به عرض 10 کیلومتر ایجاد شده است که در مباحث طرح مانور، تضمین موفقیت عملیات را در گرو انسداد این تنگه با الحاق از دو محور می دانستند. این عمل می بایست در محور شمال از مله خور به طرف خرمال و در محور جنوبی از غرب بالامبو در امتداد تمورژنان با تصرف سرپل احتمالی در کمر دریاچه و سرانجام الحاق دو بازو در تنگه و محاصره دشمن انجام می شد.

 به منظور تحقق طرح مانور یادشده، قرارگاه قدس در محور شمالی مامور بستن تنگه و تصرف پل گردکو (عقبه اصلی دشمن به کل منطقه) شد. قرارگاه فتح در محور جنوبی می بایست ضمن تصرف بالامبو و تمورژنان با تامین سرپل در کمردریاچه، برای مقابله با حرکت احتمالی دشمن، با احداث پل از آمادگی لازم برخوردار باشد. قرارگاه ثامن الائمه(ع) نیز در محور میانی مامور شد تا در منطقه گوزیل دشت سازان به طرف حلبچه پیشروی کند و در مرحله دوم جاده بیاره طویله نوسود را تصرف و آزاد نماید. هم چنین، قرارگاه رمضان ماموریت یافت علاوه بر فعالیت های شناسایی، با مشارکت تیپ 75 ظفر و کردهای معارض ضمن تصرف شهر، توپخانه دشمن رامنهدم سازد.

 

شرح عملیات

 عملیات در ساعت 2 بامداد 24/12/1366 با رمز مبارک یا محمد ابن عبدالله (ص) آغاز شد. سرعت عمل یگان ها به گونه ای بود که اغلب آن ها توانستند تمامی اهداف خود در مرحله اول را به تصرف در آوردند. به غیر از واکنش دشمن در شاخ سورمر و شاخ شمیران تحرک دیگری از نیروهای عراقی مشاهده نشده و تعداد زیادی از آن ها که در خواب بودند، کشته و اسیر شدند.

 رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ایذایی دشمن موفق شدند حدود 20 روستا واقع در شمال و جنوب و غرب شهر خرمال را آزاد نمایند.

 رزمندگان روز بعد نیز توانستند مقاومت نیروهای دشمن را در هم شکسته و پیروزمندانه وارد شهر خرمال عراق شده و شهر را کاملا پاکسازی نمایند. در دروازه شهر گروهی از مردم به استقبال رزمندگان اسلام آمدند.

 در محور قرارگاه قدس، پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خرنوازان، هانی فتح، اگر چه بالامبو و تنگه به تصرف درآمد، لیکن به دلیل توقف قرارگاه قدس و نیز واکنش دشمن در جناح چپ عملیات،نیروها روی شاخ سورمر و شاخ شمیران متوقف شدند. در محور قرارگاه ثامن الائمه(ع)، نیروهای عمل کننده ارتفاعات مگر از سلسله ارتفاعات بالامبو و نیمی از شیندروی را تصرف کردند و به رغم روشن شدن آسمان، برای الحاق روی یال ارتباطی شامل دشت سازان و سپس نیمی دیگر از ارتفاعات شیندروی، به پیشروی خود ادامه دادند. قرارگاه رمضان نیز در این مرحله تنها توانست پمپ بنزین شهر حلبچه را به آتش بکشد.

 قابل ذکر است که نیروهای جهادگر با احداث جاده های مناسب در ارتفاعات سر به فلک کشیده و زدن پل های حیاتی، نقش مهمی در تسریع حرکت نیروهای عمل کننده ایفا کردند، تا جایی که نیروهای به اسارت گرفته شده در عملیات والفجر 10 از سرعت عمل نیروهای عمل کننده در این منطقه صعب العبور ابراز شگفتی می کردند. سرهنگ پیاده کوکب محمد امین از تیپ کماندویی لشکر 34 عراق می گوید: باوجود موانع سخت و طبیعی و ایذایی، به ذهن ما خطور نمی کرد که رزمندگان اسلام بتوانند به ما نزدیک شوند، از این رو ما زمانی از آغاز عملیات با خبر شدیم که در محاصره کامل قرار داشتیم.

 با گذشت ساعت ها از آغاز عملیات و تصرف شهر خرمال وده ها روستا در استان سلیمانیه، طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق طی مصاحبه ای در لندن اعلام کرد: اخبار مربوط به عملیات ایران در جبهه ها تنها یک شایعه است.

 در حالی که نیروهای خودی از روحیه خوبی برخوردار بودند و تلفات آنان نیز بسیار اندک بود، از هم گسیختگی قوای دشمن و عدم حضور جدی آنها در منطقه موجب شد تا بر تسریع آغاز مرحله دوم عملیات تاکیدشود. دشمن بنابر تصوری که در مورد عملیات داشت، ستون های متعدد و طویلی را با عبور از پل های ملاویسی و زلم به طرف دوجیله و سپس حلبچه کرد.

 

مرحله دوم عملیات

 بعد از ظهر چهارشنبه 26/12/1366، دلیرمردان سپاه با پیشروی در غرب شهر خرمال، روستاهای تپه کالاری، حاجی رقه، تپه توکه، کپه کول و ... را توانستند، آغاز کنند. با آزاد سازی این روستاها ارتباط شمال و جنوب استان سلیمانیه قطع شد و شهر مهم دوجیله و بیش از 20 روستای اطراف آن آزاد شد.

 

 مرحله سوم عملیات

 در بامداد پنج شنبه27/12/1366، آغاز و پس از عبور از رودخانه های خروشان سیران، زیمکان و آب لیله، مواضع، پایگاه و استحکامات دشمن را در سلسله ارتفاعات بالمبو و گزیل و بیش از 24 ارتفاع دیگر در جنوب استان سلیمانیه عراق در هم کوبیدند و بر بیش از 90 روستای منطقه عمومی حلبچه تسلط پیدا کردند و روستاهای حد فاصل شهر دوجیله و دریاچه دربندیخان عراق آزاد شد و نیروی دریایی سپاه با استقرار در شرق دریاچه، تحرکات دشمن در آن سوی دریاچه را زیر نظر گرفت و پیشروی به سوی شهر حلبچه از چندین جناح ادامه، و این شهر به محاصره در آمد و سرانجام رزم آوران اسلام موفق شدند، در زیر بمباران های شدید هوایی و شیمیایی دشمن، شهر 70 هزار نفری حلبچه را آزاد نمایند.

 

مرحله چهارم عملیات

 این مرحله از نیمه شب پنج شنبه 27/12/1366، آغاز و رزمندگان اسلام، پس از تثبیت مناطق آزاد شده، موفق شدند شهر مرزی و کردنشین نوسود را که بیش از 7 سال زیر سلطه دشمن قرار داشت و بغداد آن را به عنوان پایگاهی برای ضد انقلابیون و منافقین وابسته تبدیل کرده بود، از تیررس دشمن خارج سازند.

 با استقرار کامل نیروها در شهر نوسود موفق شدند دو شهر نظامی طویله و بیاره و بیش از 8 روستای اطراف آن در نزدیکی نوار مرزی را آزاد کنند.

 دشمن در روز جمعه 28/12/1366، در محورهای شمالی عملیات والفجر 10 اقدام به پاتک کرد که با هوشیاری و آمادگی رزمندگان اسلام دفع شد و دشمن پس از به جای گذاشتن ده ها کشته، زخمی و اسیر، ناگزیر به عقب نشینی شده و مواضع قبلی خود را نیز از دست داد.

 

 مرحله پنجم عملیات

 مرحله پنجم در شب چهارشنبه 3/1/1367 آغاز و حماسه آفرینان بسیجی و پاسدار، به دشمن حمله کردند تا به جنایت بعثی ها در بمباران شیمیایی شهر حلبچه پاسخ گویند. در این عملیات که در محور خرمال به سید صادق در استان سلیمانیه انجام شد، 19 ارتفاع حساس منطقه، از جمله ارتفاعات 1058 (وربشن) مشرف بر شهر سید صادق و چندین روستای دیگر استان سلیمانیه آزاد شد.

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت عملیات والفجر 10

امام (ره) در پاسخ به نامه فرمانده کل سپاه پاسداران چنین اظهار فرمودند:

... اخبار پیروزی ها و حماسه های دلاوران اسلام نه تنها دل ملت ما، که قلب همه مستضعفان و محرومان را شادمان نمود و صدام و عفلقیان و حامیان و اربابان او، خصوصا آمریکا و اسرائیل را عزادار کرد. سلام خالصانه مرا به همه فرماندهان عزیز و شجاع و رزمندگان ظفرمند پیروز سپاه و بسیج و ارتش و هوانیروز و نیروی هوایی و جهادگران دلاور و گمنام و امدادگران و کلیه نیروهای مردمی و کُرد ابلاغ کنید و سلام و تشکر ملت ایران را به مردم شهرهای آزاد شده عراقی که بدون این که حتی یک گلوله هم به طرف آنان و شهرهای آنان شلیک شود، با آغوش باز و فریاد الله اکبر از رزمندگان ما استقبال نمودند، برسانید و به آن ها بگویید که می بینید صدام چگونه دیوانه وار شما و شهرهایتان را بمباران خوشه ای و شیمیایی می کند، و خواهیم دید که جهان خواران چگونه در تبلیغات مسموم خود از کنار این پیروزی های بزرگ و جنایت صدام خواهند گذشت.

نتایج عملیات

آزاد سازی منطقه ای به وسعت حدود 1200 کیلومتر مربع شامل شهرهای حلبچه، خرمال، بیاره، طویله و هم چنین نوسود از شهرهای ایران.

کاهش خط پدافندی خودی.

گشودن جبهه ای جدید برای دشمن و انتقال توان عمده ای از ارتش عراق به جبهه شمالی.

به اسارت درآوردن 5440 نفر از نیروهای دشمن.

انهدام 270 تانک و نفربر، 60 توپ صحرایی، 20 ضدهوایی، 40 خمپاره انداز، 13 دستگاه مهندسی، 230 خودرو و 750 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.

به غنیمت گرفته شدن 90 تانک و نفربر، 100 توپ صحرایی، 20 توپ ضد هوایی، 20 خمپاره انداز، 15 دستگاه مهندسی، 800 خودرو و 6110 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات والفجر 10 ÷ والفجر ده ÷ حلبچه


یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات مرصاد

عملیات مرصاد

نام‌ عمليات: مرصاد

زمان‌ اجرا: 3/5 /1367

تلفات‌ دشمن‌:4800 (كشته، زخمي‌ و اسير)

رمز عمليات: يا صاحب الزمان (عج)

مكان‌ اجرا: خطوط جبهه میانی جنگ

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نیروهای ارتش جمهوری اسلامی و رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ - در دو مرحله

اهداف‌ عمليات: در هم کوبیدن تجاوز نیروهای منافق ضد انقلاب و باز پس گیری مناطق اشغال شده

 شكست در عملیات فروغ، باعث شكسته شدن رجوی در ذهن تعداد زیادی از نیروها و ریزش سازمان گردید بطوريکه تعداد كثیری از اعضا و هواداران سازمان جدا شدند.

 در توجیه شكست عملیات ، رجوی گفت: تمامی اتكاء ما به ارتش و ایدئولوژیمان بود و روی عناصر سیاسی كار جدی صورت نداده‌ایم و آن را با قیام كربلا قیاس نمود كه امام‌ حسین(ع) نیز تمامی اتكای را بر دو عنصر شمشیر و ایدئولوژی خود نهاد و از معادله‌های سیاسی چشم‌پوشی كرد!! و همین باعث شكست گردید .

 مقدمه

 در تیرماه 1367 جمهوری اسلامی ایران رسما قطعنامه 598 را پذیرفت در حالی كه از بدو تصویب این قطعنامه در 30 تیر 1366، ایران آن را رد نكرده بود و برای تأمین اهداف خود، از طریق مذاكره با دبیركل سازمان ملل، برای پذیرش قطعنامه شروطی را طی نموده بود و در واقع عملا آن را به صورت مشروط پذیرفته بود.

 اما به دلیل كارشكنی آمریكا، انگلیس و فرانسه در طول مذاكرات و ورود مستقیم آمریكا به جنگ با ایران، پس از مشورت و تصمیم مسئولان عالی‌رتبه، با موافقت امام خمینی، در 27 تیرماه سال 67 ایران اعلام كرد قطعنامه 598 را بدون قید و شرط پذیرفته است.

  اما ارتش صدام در تاریخ 31 تیرماه به خاك ایران حمله كرد و از منطقه جنوب به سمت خرمشهر و اهواز پیشروی نمود. پس از ضد حملات موفق ایران، ارتش عراق در جبهه‌های میانی و غرب كشور نیز به عملیات نظامی مبادرت كرد كه آنها هم با بسیج مجدد نیروهای مردمی و نظامی جمهوری اسلامی، ناموفق شدند. در نتیجه نیروهای عراقی عقب نشینی كردند و رژیم عراق در اول و سوم مرداد ماه رسما عقب‌نشینی خود را از جبهه‌های جنوب و میانی و غرب كشور اعلام نمود. اما هم زمان عملیات مشترك عراق و سازمان منافقین آغاز گردید. چگونه سازمان منافقین تصمیم به عملیات گرفت؟پس از عملیات مهران، در جمع‌بندی رهبری سازمان، هدف عملیات بعدی، تهران منظور شد و برای رسیدن به حداكثر توان برای انجام این عملیات یك مقطع 3 ماهه در نظر گرفته شد و بلافاصله اعزام اعضا و مرتبطان سازمان از ایران و خارج از كشور به عراق، به طور وسیعی آغاز شد. همچنین سازمان در این مقطع به منظور جذب اسرا و استفاده از آنها در عملیات نهایی فعال‌تر شده بود. افراد تازه وارد و نیروهای ارتش سازمان تحت آموزش و مانورهای فشرده قرار گرفته بودند و در آموزش‌های جدید ، آموزش سلاح‌های ضد هوایی هم منظور شده بود.

 پیش از این منافقین در تحلیل درون گروهی خود، امكان موافقت ایران با قطعنامه را غیرممكن دانسته و به صراحت اعلام می‌كردند: تنها در صورتی جمهوری اسلامی قطعنامه را خواهد پذیرفت كه به لحاظ سیاسی ـ نظامی و اقتصادی به بن‌بست كامل برسد. به عقیده آنان ، این اقدام به منزله فروپاشی نظام خواهد بود ...

 تحلیل رجوی در مورد نتیجه جنگ ایران بود كه ایران به دلیل بسته بودن تمامی راه‌های بازگشت به صلح با عراق، ناچار به ادامه جنگ خواهد بود. هر قدر هم جنگ به طول بینجامد، از یك طرف توان نظامی و اقتصادی ایران بیشتر تحلیل می‌رود و از طرف دیگر بازگشت به سمت آتش‌بس و صلح غیر ممكن‌تر می‌شود و این جنگ تا شكست ایران ادامه خواهد یافت.

 با اعلام خبر پذیرش قطعنامه از سوی ایران، نقشه‌ها و طرح‌های قبلی سازمان با بن‌بست مواجه شد. در آن شرایط، سازمان در كنار امیدواری به داشتن پشتوانه خرده عملیات‌های مرزی، حمایت نمایندگان كنگره و سنای آمریكا را نیز یدك می‌كشید.

 در 30 خرداد 1367 نماینده كنگره و 14 سناتور آمریكایی طی نامه‌ای به جرج شولتز وزیر خارجه وقت آمریكا، از وی خواسته بودند كه به جنبش‌های مقاومت داخلی در ایران توجه كند، و در همین راستا حمایت از سازمان منافقین ـ مستقر در عراق ـ را اكیدا توصیه كرده بودند.

 مروین دایملی نماینده كنگره آمریكا در روز دوشنبه 6 تیر ماه 67 در تظاهرات سازمان در واشنگتن شركت كرده و طی سخنانی كه از یكی از شبكه‌های تلویزیونی آمریكا هم پخش شد اظهار داشت: نباید دست از تلاش كشید، مطمئن باشید كه با كمی صبر و تلاش بیشتر به زودی از مهران به تهران رژه خواهید رفت . سازمان نوار ویدئویی سخنرانی مزبور را برای كلیه كادرهای سازمان پخش كرد.

 سازمان برای فرار از وضعیت به وجود آمده ناشی از پذیرش قطعنامه توسط ایران، مجبور شد دست به حمله بزند تا به قول رجوی از سوخت رفتن نیروها جلوگیری نماید.

  پیامدهای عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) در سازمان منافقین

 یكی از پیامدهای این عملیات، زیر سوال رفتن خط استراتژی سازمان، به تبع آن زیر سوال رفتن رهبری بود. سازمان استراتژی‌ و برنامه‌های مختلفی را از ابتدای تاسیس و خصوصا پس از پیروزی انقلاب مورد آزمایش قرار داده بود كه با ورود به فاز جدید و تشكیل ارتش آزادیبخش، همه آنها را به نوعی مردود و بی‌جواب قلمداد كرده بود و تنها راه مبارزه و براندازی نظام را مبارزه مسلحانه و جنگ نوین ارتش آزادیبخش دانسته بود.

 با مطرح كردن این قضیه كه صلح طناب دار رژیم است و هیچ گاه رژیم صلح نمی‌كند اقدام به عملیاتهای جدار مرز و نهایتا چلچراغ و فروغ نمود و چون در عملیات فروغ جاویدان با شكست مواجه شد و صلح و آتش‌بس نیز میان ایران و عراق نیز برقرار شد.

 لذا برای جبران این مساله، رجوی علت شكست و ناكامی را در پرسنل سازمان و بی‌ایمانی و ضعف آنها عنوان كرد و گفت:

 اگر ایراد و مشكلی هست در خود شماست؛ خط مشی ما مشكلی نداشته است.

 سازمان همواره با فرافكنی و برخوردهای ایدئولوژیك مترصد توجیه عملكرد خود می‌باشد. پس از شكست در عملیات فروغ، رجوی در یك نشست طولانی در عراق، علت شكست را به نیروها و ضعف ایدئولوژیك آنان معطوف داشت تا سرپوشی بر محاسبات غلط (اطلاعاتی و تحلیلی) خود بگذارد.

 رجوی آخرین نقطه پیشروی (تنگه چارزبر=تنگه مرصاد) نیروهایش را بهانه كرد و اعلام داشت: شما در تنگه‌ی چارزیر گیر نكردید بلكه در تنگه توحید، زمین‌گیر شدید. و اضافه كرد: ضعف ایدئولوژیك شما باعث گردید تا در تنگه آرزوها و خصلت‌ها و خواسته‌هایتان درجا بزنید.

 سپس با یك برنامه‌ریزی قبلی تعدادی از نفرات را صدا زد و از آنان سوال كرد: وقتی به تهران می‌رسیدی چه كاری برایت اولویت داشت؟ و سوال شونده بی‌درنگ پاسخ می‌داد: قصد داشتم پیش پدر و مادرم بروم و این پیروزی را به آنها تبریك بگویم. رجوی خطاب به بقیه نیروهای حاضر، از این روحیه به مثابه مادی شدن خصلت‌های بورژوازی یاد نمود و آن را در تضاد با ایدئولوژی مجاهدین خواند و گفت: خب، معلوم است با این تفكر، بایستی در چارزبر گیر می‌افتادیم، وقتی دیدار با فامیل بهانه‌ای برای رسیدن به هدف می‌شود، بالتبع از جوهر و تقدس هدف غائی می‌كاهد.

 این خط در وادار كردن نیروها به خسّت و كم‌كاری و بی‌ایمانی و عدم باور به توانایی‌های خویش كه در جلسات عمومی انجام شد، نمود پیدا كرد.

 به رغم این كار، شكسته شدن رجوی در ذهن تعداد زیادی از نیروها باعث ریزش نیرو گردیده، تعداد كثیری از اعضا و هواداران سازمان جدا شدند.

 در راستای همین شكست، شعار محوری سازمان هم كه صلح وآزادی بود هم زیر سوال رفت. به همین دلیل است كه رجوی همیشه در سخنرانی‌هایش پس از عملیات فروغ، تاكید می‌نماید كه ما زاییده جنگ نبودیم كه با صلح از بین برویم و دایم بر این موضوع توقف و تاكید خاصی داشت زیرا در ذهن افراد این سوال مطرح شد كه ما برای تحقق صلح مبارزه می‌كردیم. اكنون كه صلح محقق شده چرا باید مبارزه كرد؟

 پس از این نیز رجوی استراتژی جرقه و جنگ را دنبال می‌كرد (جرقه از سازمان، جنگ از دو رژیم ایران و عراق) قبول قطعنامه 598 از طرف نظام و شكست عملیات فروغ، استراتژی جنگ مسلحانه سازمان را به بن‌بست كشانید و یا حداقل این نگرانی را به دنبال داشت كه پس از آتش‌بس میان بغداد و تهران، تكلیف سازمان ارتش آزادیبخش و مشی مسلحانه چه خواهد شد؟

 رجوی در یك نشست اختصاصی با اعضا به این مهم پرداخت و با رسم یك مثلث روی تابلو نوشت:

 یك ضلع این مثلث صلح است، یك وجه‌اش جنگ است و ضلع سوم نه جنگ و نه صلح. ضلع سوم شرایط فعلی است كه ما را قفل كرده و اگر این حالت به سمت صلح برود بی‌شك مجاهدین در خاك عراق به پایان خواهند رسید، لذا وظیفه‌ی ما این است كه زمان را جلو بكشیم.

 رجوی ادامه میدهد : جامعه‌شناسی و روانشناسی طرف عراقی و رژیم، مبین آن است كه هیچكدام در پی صلح دائم نیستند و قطعا روزی جنگ دومی آغاز خواهد شد، وظیفه ما این است كه ضلع فعلی این مثلث (نه جنگ و نه صلح) را به سمت ضلع دوم یعنی جنگ دوم سوق دهیم. این استراتژی بعدها تحت نام جرقه و جنگ - جرقه از مجاهدین، جنگ از آنها معروف شد و همه نیروها روی این استراتژی كوك شدند تا با ایجاد فتنه روابط و مذاكرات دو طرف را مخدوش كنند.

 رجوی معتقد بود كه استخبارات و مخابرات (سازمانهای جاسوسی عراق) عراق زمینه مناسب‌تری نسبت به سیستم سیاسی و اجتماعی عراق دارند تا او بتواند با تحریك آنان استراتژی خود را جلو ببرد. از همین رو بخش رابطه با دو سرویس عراقی بسیار فعال شد تا دائما برای پیشبرد سیاست خود، فضاسازی نمایند.

 اگرچه عمر رژیم صدام به آنجایی نرسید كه خواسته سازمان (جنگ دوم) تحقق یابد؛ ولیكن فضا به اندازه‌ای باز شد كه آنها توانستند در راستای عینی كردن مشی مسلحانه خود و ارتقا روحیه نفرات پاسیو شده (اصطلاح سازمان در مورد نیروهای ناامید) ، مسیر جنگ شهری را مجددا باز كنند و با خمپاره و ترور، تاكتیك قدیمی خود را دنبال كنند.

 شكست در استراتژی و شعار محوری و همچنین تحولات منطقه‌ای همچون جنگ عراق علیه كویت و لشكركشی نیروهای چندملیتی علیه عراق و به تبع آن نزدیكی هرچه بیشتر عراق به ایران و سعی جدّی عراق بر حل ریشه‌ای مشكلات و معضلات موجود بر سر راه تعمیق روابط دو كشور، همه این مسائل موجب ریزش شدید نیرو گردید. بنا به گزارشات موثق حدود 2000 نفر نیروی بریده از سازمان در اروپا حضور دارند كه از عملیات فروغ به بعد شروع به انفصال نموده‌اند.

 دیگر پیامد عملیات، محكومیت سازمان و عملیات فروغ از جانب گروههای اپوزیسیون بوده است. عمده‌ی گروههای مخالف جمهوری اسلامی نظیر حزب دموكرات كردستان، چپی‌ها و سلطنت‌طلبان، عملیات فروغ را نتیجه‌ی توهمات و خیال‌پردازی‌‌های رجوی دانسته و حتی برخی سازمان را عامل ایجاد وحدت در جمهوری اسلامی عنوان كردند.

 پیامد دیگر عملیات فروغ جاویدان تلفات آن عملیات است. سازمان 1304 نفر كشته خود را رسما تایید و با عكس و زندگی‌نامه منتشر كرده است. تعداد مجروحین نیز بالغ بر 150 نفر برآورد شده است كه 700 نفر آنها معالجه سرپایی و سطحی داشته‌اند و 800 نفر بستری و بعضا جان سپرده‌اند. بر اساس اعترافات دستگیرشدگان و عكس‌هایی كه از بعضی اجساد شنناسایی شده تهیه گردیده است از مجموع 51 نفر هیئت اجرایی سازمان (مركزیت) حداقل 33 نفر از آنها در صحنه عملیات حضور داشته‌اند كه 16 نفر آنان كشته شده‌اند. لذا حجم ضربه به بدنه‌ی سازمان 50 تا 60 درصد بوده است و به كادر مركزی سازمان حدود 30 درصد ضربه وارد شده است كه این تعداد علاوه بر مجروحین و از كار افتادگانی است كه به عقب انتقال داده شده‌اند.

 رضا پورآگل، مهدی افتخاری و مهدی كتیرایی از جمله كشته‌شدگان مركزیت در این عملیات می‌باشند. تجهیزات منهدم شده سازمان در مجموع نبردهای عملیات فروغ جاویدان 612 خودرو از انواع مختلف، 72 تانك و زره‌پوش، 21 توپ 122 میلیمتری و 51 تفنگ 106 میلیمتری كه عمدتا بدون خودرو حمل‌كننده بودند برآورد گردیده است. آمار غنایم نیز حدود 500 دستگاه انواع خودرو و مقادیر زیادی تجهیزات انفرادی و جمعی بوده است.

 تنها پیامد مثبت این عملیات برای سازمان از بُعد تبلیغاتی بوده است. یكی از محورهای اساسی در مانور تبلیغاتی و ژست تشكیلاتی آنان پیشروی نیروهای سازمان تا حوالی كرمانشاه است و همیشه روی این مطلب مانور تبلیغاتی می‌داده‌اند.

 از زمان عملیات فروغ تاكتیك‌های سازمان تغییرات فاحش داشته است اما استراتژی سازمان كاملا حفظ شده است. سازمان معتقد است كه در عملیات فروغ چون سازمان فقط به ارتش متكی بوده است عملیات به شكست منجر شده است.

 پس از مدتی كه از عملیات فروغ گذشت، رجوی در نشست عاشورا زمینه لازم را برای انتقال بخشی از سازمان به اروپا و شروع به كار سیاسی فراهم نمود. رجوی در نشست موسوم به عاشورا، با یك مقدمه طولانی از قیام كربلا، شكست نظامی امام حسین (ع) نه به خاطر بحث نیرویی او بود (72 نفر در مقابل 3000 نفر) بلكه این شكست بدان معطوف می‌گردد كه امام حسین تمامی انرژی خود را روی شمشیر و ایدئولوژی خود گذاشت و از نقش عناصر خارجی غافل گردید. ما كه او را رهبر عقیدتی خودمان می‌دانیم و معتقدیم كه باید از قیام كربلا درس بگیریم، ضمن اعتقاد كامل به شمشیر و ایدئولوژی مجاهدین باید از تجربه مولایمان بهره برده و در پی كسب مشروعیت آلترناتیوی خود در عرصه بین‌المللی باشیم. من بعد مجاهدین و ارتش آزادیبخش در عراق تحت مسولیت مسعود رجوی به راهبردی كردن استراتژی جرقه و جنگ مشغول شدند و با مطرح كردن مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور برگزیده و انتقال او و بسیاری از نیروهای قدیمی به فرانسه و فعال كردن شورای ملی مقاومت، عملا مبحث حمایت‌های سیاسی، جذب نیرو و مالی سازمان در اروپا و آمریكا سازماندهی نمودند.

 از آن پس و با همین توجیه و در پی بن‌بست نظامی تحمیل شده، خط كار سیاسی در اولویت قرار گرفت ولی هیچ‌گاه دنباله‌روی از مشی مسلحانه به عنوان تنها راه مقابله با جمهوری اسلامی ایران، به كناری گذاشته نشد



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات مرصاد ÷ سازمان مجاهدین خلق


یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات بیت المقدس 2

عملیات بیت المقدس2

 عمليات‌ در اوج‌ سرماي‌ زمستان‌ كردستان‌


نام‌ عمليات: بيت‌ المقدس‌2

زمان‌ اجرا: 25/10/1366

تلفات‌ دشمن‌ : 5400(كشته، زخمي‌ و اسير)

رمز عمليات: يا زهرا(سلام‌ الله‌ عليها)

مكان‌ اجرا: غرب‌ ارتفاعات‌ منطقه‌ عمومي‌ ماووت‌ عراق‌ - محور شمالي‌ جنگ‌

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروهاي‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

اهداف‌ عمليات: آزادسازي‌ مناطق‌ در دست‌ دشمن‌ و تسلط‌ بر بلندي‌هاي‌ منطقه‌ با فتح‌ ارتفاعات‌ يولان، دست‌ هرمدان‌ و روستاهاي‌ منطقه‌

دسترسي‌ به‌ ارتفاع‌ «گرده‌رش» با عمليات‌ نصر8 ميسر شد و امكان‌ عبور از رودخانه‌ «قلعه‌چولان» و ورود به‌ غرب، پيشروي‌ به‌ سمت‌ شمال‌ و جنوب‌ منطقه‌ را فراهم‌ آورده‌ بود، ضمن‌ آنكه‌ با عمليات‌ نصر4 و تصرف‌ شهر «ماووت» نيز امكان‌ اجراي‌ عمليات‌ در جناح‌ چپ‌ منطقه، شامل‌ شرق‌ رودخانه‌ قلعه‌ چولان‌ پديد آمده‌ بود.

 اين‌ نتايج‌ سبب‌ گرديد تا شرايط‌ لازم‌ براي‌ اجراي‌ عمليات‌ بيت‌ المقدس‌2 در شمال‌ سليمانيه‌ فراهم‌ شود.

 عمليات‌ بيت‌ المقدس‌2 با رمز «يا زهرا(سلام‌ الله‌ عليها)» در ساعت‌1 و15 دقيقه‌ 25 دي‌ ماه‌1366 براي‌ آزادسازي‌ ارتفاعات‌ غرب‌ شهر ماووت‌ عراق‌ درمنطقه‌اي‌ به‌ وسعت‌130 كيلومترمربع‌ آغاز شد و در سخت‌ترين‌ وضعيت‌ جوي‌ در ميان‌ برف‌ و سرما توسط‌ يگان‌هاي‌ سپاه‌ ادامه‌ پيدا كرد. يگان‌هاي‌ خودي‌ علاوه‌ بر مشكلاتي‌ كه‌ براي‌ استقرار داشتند، هنگام‌ پيشروي‌ و رسيدن‌ به‌ مواضع‌ دشمن‌ نيز با دشواري‌هاي‌ بسياري‌ مواجه‌ بودند، چنان‌ كه‌ رزمندگان‌ مسيرهاي‌ طولاني‌ را به‌ مدت‌6 تا8 ساعت‌ در ميان‌ برف‌ و كوهستان‌ طي‌ مي‌كردند و تراكم‌ برف‌ در برخي‌ محورها سبب‌ گرديده‌ بود تا نيروها علاوه‌ بر دشمن، به‌ نوعي‌ با طبيعت‌ و سرماي‌ كشنده‌ منطقه‌ نيز مبارزه‌ كنند. عمليات‌ بيت‌ المقدس‌2 در دو مرحله‌ طرح‌ريزي‌ شده‌ بود. در مرحله‌ اول‌ قرار بود ارتفاعات‌ «يولان»، «دست‌هرمدان»، يالهاي‌ «كوجارو» و «الاغلو» تصرف‌ شده‌ و سپس‌ در مرحله‌ دوم‌ پيشروي‌ به‌ سوي‌ كوه‌هاي‌ «مركبه» و «قيوان» ادامه‌ پيدا كند.

اين‌ عمليات‌ گر چه‌ در مرحله‌ دوم‌ متوقف‌ گرديد، اما نتايج‌ خوبي‌ را براي‌ رزمندگان‌ اسلام‌ به‌ همراه‌ داشت. در بيت‌ المقدس‌2 بيش‌ از40 ارتفاع‌ از جمله‌ «اورال»، «كلاله»، «هرمدان»، «بين‌ دورا»، «شيخ‌ محمد» و يولان‌ و چند روستاي‌ منطقه‌ آزاد شد و دهها دستگاه‌ تانك‌ و نفربر، ده‌ها قبضه‌ خمپاره‌انداز و ضدهوايي، ده‌ها دستگاه‌ خودروي‌ نظامي‌ و مهندسي‌ و2 رادار رازيت‌ منهدم‌ شد. عراق‌ در اين‌ عمليات‌5 تيپ‌ و گردان‌ خود را از دست‌ داد و تعداد كشته‌ و زخمي‌ها و اسراي‌ دشمن‌ بالغ‌ بر5400 نفر بود.غنايم‌ اين‌ عمليات‌ عبارت‌ بود از 15 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر زرهي،76 قبضه‌ خمپاره‌انداز و17 قبضه‌ توپ‌ ضدهوايي،75 دستگاه‌ خودرو، تعداد زيادي‌ انواع‌ دستگاه‌هاي‌ مخابراتي، مقدار زيادي‌ انواع‌ سلاح‌ سبك‌ و مهمات.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات بیت المقدس 2 ÷ بیت المقدس دو


یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات‌ کربلای‌10

عملیات‌ کربلای‌10

 جابه‌جایی‌ میدان‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌


نام‌ عملیات: کربلای‌10

زمان‌ اجرا :30/1/1366

تلفات‌ دشمن‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر ) : 4235

رمز عملیات: یا صاحب‌ الزمان(عج) ادرکنی‌

مکان‌ اجرا:منطقه‌عمومی‌بانه ‌- سردشت‌ در محور شمالی‌ جنگ‌

ارگان‌های‌ عمل‌ کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌

اهداف‌ عملیات: گشایش‌ جبهه‌ تازه‌ فراروی‌ دشمن‌ در غرب‌ و انتقال‌ جبهه‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ و مقابله‌ با تحرک‌های‌ ضد انقلاب‌ در منطقه‌ کردستان‌

 طی‌ عملیاتی‌ به‌ نام‌ کربلای‌10 که‌ در غرب‌ کشور به‌ اجرا درآمد، مناطق‌ بسیاری‌ به‌ دست‌ رزمندگان‌ آزادشد. حضور نسبتا گسترده‌ اکراد معارض‌ عراقی‌ در این‌ مناطق‌ سبب‌ گردید تا در مرحله‌ نخست‌ گشایش‌ جبهه‌ تازه‌ در غرب‌ کشور، تلاش‌ها عمدتا به‌ اتصال‌ عقبه‌ مناطق‌ آزاد شده‌ به‌ ایران‌ و بازشدن‌ عقبه‌ نیروهای‌ معارض‌ معطوف‌ شود. منطقه‌ عمومی‌ این‌ عملیات‌ در محور بانه‌- سردشت‌ از شمال‌ به‌ رودخانه‌ مرزی‌ گلاس، از جنوب‌ به‌ رودخانه‌ آوسیویل، از شرق‌ به‌ سورکوه و از غرب‌ به‌ ارتفاعات‌ گرده‌رش و سپس‌ ارتفاعات‌ عمومی‌ آسوس منتهی‌ می‌شد. این‌ منطقه‌ دارای‌ عوارض‌ حساس‌ و ارتفاعات‌ نسبتاً‌ بلند و صعب‌العبور است.

 تردد در این‌ مناطق‌ به‌ خاطر نبود راه‌ بسیار دشوار می‌نمود، اما به‌ دلیل‌ وجود درختان‌ مرتفع‌ در پایین‌ ارتفاعات، وضعیت‌ برای‌ اختفای‌ نیروهای‌ عمل‌ کننده‌ و حتی‌ تحرک‌ و جا به‌ جایی‌آنها در روز، کاملاً‌ مناسب‌ تشخیص‌ داده‌ شد. استعداد نیرو و گسترش‌ دشمن‌ در این‌ منطقه‌ تا قبل‌ از عملیات‌ والفجر9 که‌ در پاییز سال‌1364 توسط‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ صورت‌ گرفته‌ بود قابل‌ توجه‌ نبود، اما پس‌ از آن‌ و بویژه‌ پس‌ از دو عملیات‌ فتح‌1 و2 دشمن‌ مجدداً‌ حساس‌ شد و تلاش‌های‌ نسبتاً‌ وسیعی‌ را به‌ منظور تصرف‌ مناطق‌ تحت‌ تسلط‌ کردها و مسدود کردن‌ معابر وصولی‌ به‌ عمق‌ خاک‌ عراق‌ انجام‌ داد، چنان‌ که‌ تیپ‌های‌ کماندویی‌ سپاه‌ هفتم‌ و سوم‌ و چند تیپ‌ و گردان‌ مستقل‌ دیگر با نظارت‌ شخص‌ صدام‌ طی‌100 روز، بسیاری‌ از ارتفاعات‌ را به‌ تصرف‌ درآوردند.

 تحرکات‌ دشمن‌ بعد از عملیات‌ فتح‌1 بر پایه‌ این‌ تحلیل‌ انجام‌ می‌گرفت‌ که‌ در صورت‌ عدم‌ مقابله‌ جدی، قوای‌ نظامی‌ ایران‌ با تقویت‌ نیرو به‌ سمت‌ ازمر و سپس‌ سلیمانیه پیشروی‌ خواهند کرد، اما با وجود همه‌ تلاش‌های‌ دشمن، سرانجام‌ در تاریخ‌30 فروردین‌1366 عملیات‌ کربلای‌10 با رمز یا صاحب‌الزمان(عج)ادرکنی توسط‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ در منطقه‌ای‌ به‌ وسعت‌250 کیلومترمربع‌ آغاز شد. این‌ عملیات‌ که‌ نخستین‌ عملیات‌ گسترده‌ در غرب‌ کشور پس‌ از انتقال‌ میدان‌ اصلی‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ بود، هماهنگ‌ با تک‌ نیروهای‌ منظم‌ در جبهه‌ ماووت‌ و عملیات‌ نامنظم‌ قرارگاه‌ رمضان‌ و اتحادیه‌ میهنی‌ کردستان‌ عراق‌ در شمال‌ سلیمانیه‌ انجام‌ گرفت. طی‌ این‌ حمله‌ آزادسازی‌50 روستای‌ منطقه، ارتفاعات‌ سرلگو، بردهوش، قشن، اسبیدار، کلان و چند ارتفاع‌ دیگر میسر گردید. همچنین‌20 کیلومتر از جاده‌ ماووت‌- سلیمانیه‌ تحت‌ کنترل‌ رزمندگان‌ ایرانی‌ درآمد. تجهیزات‌ منهدم‌ شده‌ دشمن‌ شامل‌ یک‌ فروند چرخبال، ده‌ها دستگاه‌ تانک‌ و نفربر، چندین‌ قبضه‌ خمپاره‌انداز، مقداری‌ سلاح‌ سبک‌ و نیمه‌ سنگین‌ می‌باشد. همچنین‌13 گردان‌ و تیپ‌ مستقل‌ دشمن‌ آسیب‌ دیده، تعداد کشته‌ و زخمی‌ها و اسرای‌ دشمن‌ به‌ 4235 نفر رسید. در این‌ عملیات‌8 دستگاه‌ تانک‌ و نفربر، چندین‌ دستگاه‌ خودرو و مقداری‌ سلاح‌ و مهمات‌ به‌ غنیمت‌ رزمندگان‌ اسلام‌ درآمد. از جمله‌ شهیدان‌ عملیات‌ کربلای‌10 حسن‌ شفیع‌زاده فرمانده‌ توپخانه‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ بود.


:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات‌ کربلای ‌10 ÷ کربلای ده


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات کربلای 6

عملیات کربلای 6


نام عملیات : کربلای 6

زمان اجرا : 23/10/1365

رمز عملیات : یا فاطمه الزهرا(س)

مکان اجرا : منطقه عمومی نفت شهر ایران جبهه میانی جنگ

یگان عمل کننده : نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی

اهداف عملیات : آزادسازی نفت شهر و تاسیسات نفتی منطقه و تجزیه قوای دشمن در جهت اجرای عملیات کربلای 4 در محور جنوبی خط نبرد

عملیات کربلای شش در روز 23 دی ماه سال1365 ، با رمز یا فاطمه الزهراء‌ (س) در منطقه عمومی سومار( به وسعت تقریبی 100 کیلومتر مربع) آغاز شد.

این عملیات را رزمندگان جان برکف نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به منظور آزادسازی ارتفاعات مهم شمال شرقی نفت شهر طراحی و اجرا کردند. جغرافیای طبیعی نفت شهر و ارتفاعات مرزی منطقه این شهر را از موقعیت نظامی مستحکم تری بر خوردار کرده است . در آغاز هجوم ارتش عراق مدافعان اندک نفت شهر با اتکا به این ارتفاعات بیش از 48 ساعت مقاومت کردند .

نفت شهر در دوم مهر سال 1359 اشغال شد و تا آخر جنگ در اشغال دشمن ماند . در عملیات کربلای 6 برای آزادی نفت شهر و تصرف نفت خانه عراق تلاشی صورت گرفت اما نتیجه ای حاصل نشد . در این عملیات گروهان های پیاده ، زرهی و هوابرد ارتش جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند . نتیجه عملیات کربلای شش ، کشته و زخمی شدن 3هزار نفر از افراد دشمن و همچنین منهدم گشتن تعداد 20 تانک و نفربر و11 هواپیما و 2 بالگرد از دشمن بعثی و غنیمت گرفتن ده‌ها تانک و نفربر می باشد .



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات کربلای 6 ÷ کربلای شش


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عمليات: كربلاي‌5

عمليات: كربلاي‌5

 عبور از موانع نفوذ ناپذیر دشمن :


نام‌ عمليات: كربلاي‌5 و عمليات‌ تكميلي‌

زمان‌ اجرا: 19/10 /1365

مدت‌ اجرا:70 روز

تلفات‌ دشمن‌: 42700(كشته، زخمي‌ و اسير )

رمز عمليات: يا زهرا(سلام‌ الله‌ عليها)

مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ شرق‌ بصره‌ -سراسر محور جنوبي‌ جنگ‌

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

اهداف‌ عمليات: انهدام‌ ماشين‌ جنگي‌ دشمن، گشودن‌ راه‌ براي‌ سرنوشت‌ جنگ‌ طولاني‌ و پاسخ‌ به‌ انتظارات‌ مردم‌ و تهديد شهر بصره‌

 نوزدهم دی ماه سالروز عملیات پیروزمندانه کربلای پنج است پس از پایان این عملیات بود که تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافت.

 سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات كربلا - 4 ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب می‌كرد. عملیاتی كه پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمناً از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب كربلا-4 را جبران نماید.

 ارزشمندترین منطقه موجود، شلمچه بود كه دشمن در آن مستحكمترین مواضع و موانع را داشت؛ بطوری كه عبور از آنها غیرممكن می‌نمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات كمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیرممكن می‌ساخت؛ لیكن ضرورت غیرقابل انكار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم‌گیری پس از عملیات كربلا4 سبب گردید كه صرفاً برای انجام تكلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ كربلا-5 آماده شوند.

 

 اهداف عملیات

منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یكی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می‌توانست برتری خود در جنگ را به اثبات برساند.


موقعیت منطقه

منطقه عملیاتی شلمچه كه در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریباً نزدیكترین محور وصولی به این شهر به شمار می‌آید، به مناطق و محورهای زیر محدود می‌باشد:

از شمال، به آبگرفتگی جنوب زید

از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق

از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر

از غرب، به كانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.

این منطقه از تعداد زیادی نهر، كانال، خاكریز، جاده و ... تشكیل شده است كه همه آنها در بخش شمالی اروند قرار دارند. همچنین، آبگرفتگي‌های متعددی در این منطقه وجود دارند كه از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هرگونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده‌اند.


 استعداد دشمن

 منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشكر 11 پیاده، 5 مكانیزه و 3 زرهی در این منطقه مستقر بودند.

 با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشكرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشكرها عبارت بودند از:

 الف- پیاده:

 لشكرهای 2، 4، 7، 8، 22، 32، 14، 15، 25، 18، 30، 29، 27، 28، 33، 20 و 35

 ب- زرهی:

 لشكرهای 6، 10 و 12

 ج- مكانیزه:

 لشكر 1

 د- گارد ریاست جمهوری:

 لشكرهای 1، 2، 3 و 6

 در ذیل، تمامی یگان‌هایی كه به منطقه كربلا - 5 اعزام شدند، بر حسب تیپ آورده شده است:

 الف- پیاده:

 تیپهای 36، 4، 5، 29، 18، 19، 38، 39، 23، 22، 28، 45، 47، 48، 14، 44، 71، 72، 74، 75، 76، 78، 79، 81، 82، 83، 84، 88، 90، 91، 93، 94، 95، 96، 101، 102، 103، 105، 106، 107، 109، 111، 112، 113، 114، 116، 117، 118، 119، 120، 238، 412، 413، 417، 418، 421، 422، 423، 426، 428، 429، 430، 431، 435، 436، 437، 438، 439، 442، 443، 501، 502، 506، 603، 604، 605، 701، 702، 703، 704، 707، 801 و 805

ب- زرهی:

تیپهای 34، 6، 12، 26، 30، 16، 17، 42، 37، 50 و گردان تانك لشكر 11 پیاده

ج- مكانیزه:

تیپ‌های 27، 8، 20، 15، 25، 24، 46

د- گارد ریاست جمهوری:

تیپ‌های 4، 5، 6، 7، 8، 16، 17 پیاده، 2 و 10 زرهی، 1 مكانیزه، 3 نیروی مخصوص و 11 كماندو

هـ- نیروی مخصوص:

تیپ‌های 65، 66 و 68

و- كماندو:

تیپ‌های 1، 2 و 3 ستاد كل، هفت تیپ كماندویی از سپاه‌های هفت گانه و پنج گردان مستقل كماندو.

ز- توپخانه:

46 گردان

 

سازمان رزم خودی

 براساس موجودی 200 گردان نیرو، سازمان رزم به شكل زیر طراحی شد:

 قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص)

 قرارگاه كربلا

 لشكر 25 كربلا

 لشكر 41 ثارالله(ع)

 لشكر 19 فجر

 لشكر 10 سیدالشهدا(ع)

 لشكر 31 عاشورا

 تیپ مستقل 33 المهدی(عج)

 تیپ مستقل 18 الغدیر

 تیپ مستقل 48 فتح

 قرارگاه نجف

 لشكر 17 علی‌بن‌ابیطالب(ع)

 لشكر 5 نصر

 لشكر 105 قدس

 لشكر 155 ویژه شهدا

 لشكر 21 امام رضا(ع)

 تیپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل(ع)

 تیپ مستقل 29 نبی‌اكرم(ص)

 تیپ مستقل 12 قائم(عج)

 قرارگاه قدس

 لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص)

 لشكر 7 ولی‌عصر(عج)

 لشكر 8 نجف اشرف

 لشكر 14 امام حسین(ع)

 لشكر 32 انصارالحسین(ع)

 تیپ مستقل 44 قمر بنی‌هاشم(ع)

 همچنین، گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار، تیپ 20 زرهی رمضان و تیپ توپخانه 15 خرداد تحت امر قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) بودند. در مجموع، 24 گردان توپخانه آماده آتش وجود داشت.

 در جریان عملیات نیز قرارگاه عملیاتی نوح و تیپ‌های مستقل 110 خاتم‌الانبیاء(ص) و 22 بدر به سازمان رزم عملیات ملحق شدند.

 

 طرح عملیات

در همان بحث‌های اولیه طراحی مانور عملیات، چنین تدبیر شد كه یك محور هجوم در شمال منطقه پنج ضلعی و یك محور نیز در جناح راست آن، با عبور از كانال پرورش ماهی، قرار داده شود. در چنین صورتی، دشمن كه استحكامات منطقه را اغلب در جهت پدافند از شرق احداث كرده بود، با هجوم قوای جمهوری اسلامی از شمال به جنوب مواجه می‌شد.

به دلیل محدودیت زمین و وابستگی منطقه پنج ضلعی با جناح راست منطقه عملیات، مقرر شد قرارگاه كربلا ماموریت شكستن خط و گرفتن جای پای اولیه را به عهده داشته باشد و دو قرارگاه قدس و نجف با عبور از این جای پا منطقه تصرف شده را توسعه دهند.

 

شرح عملیات

 فرمان آغاز درگیری در ساعت 01:35 مورخ 19/10/1365 - با رمز یازهرا(س) - به یگان‌های خط‌ شكن ابلاغ شد. نیروهای قرارگاه كربلا با درهم شكستن مواضع دشمن در محورهای كانال پرورش ماهی، منطقه پنج ضلعی و شلمچه درصدد برآمدند با یكدیگر الحاق كنند. قرارگاه نجف نیز كه در شب اول عملیات تنها با یك لشكر در جزیره بوارین - به منظور فریب دشمن - وارد عمل شده بود، توانست بطور موقت و محدود در خط اول ارتش عراق در این جزیره رخنه كند.

 در ادامه عملیات، نیروهای خودی ضمن درهم شكستن دو پاتك عراق به سوی شلمچه پیشروی كرده و در ساعت 10 صبح به مجاورت كانال هفت دهنه رسیدند و با تصرف دو موضع هلالی شكل اول و دوم و موقعیت خود در منطقه پنج ضلعی و شلمچه را مستحكم كردند.

 عملیات در شب دوم در حالی ادامه یافت كه دشمن با آگاهی از تلاش اصلی فرماندهی عملیات، یگان‌هایی را كه به فاو و سایر مناطق عملیاتی برده بود، به سرعت به منطقه شلمچه منتقل می‌كرد. بخش اعظم تلاش دشمن به عقب راندن نیروها از غرب كانال و نیز جلوگیری از ایجاد الحاق در مثلث نوك كانال معطوف شده بود. به همین خاطر، در این شب كه قوای قرارگاه‌های قدس و نجف وارد عمل شده بودند، عواملی همچون آتش دشمن، نداشتن مواضع مناسب برای پدافند و ... موجب شد تا فقط به انهدام نیروی دشمن و استحكام مواضع متصرفه در روز اول و نیز برهم ریختن آرایش نیروهایی كه خود را برای پاتك آماده می‌كردند، بسنده شود.

 با آغاز روشنایی روز دوم عملیات، پاتك‌های سنگین دشمن - بیش از 20 مورد - در غرب كانال پرورش ماهی شروع شد كه در هر پاتك، رزمندگان خودی با تحمیل تلفات به یگان‌های دشمن، آنها را عقب می‌راندند.

 در شب سوم، پد بوبیان، بخشی از جاده آسفالت در جنوب كانال پرورش ماهی، پل دوم و نیز مواضع هلالی شكل نوك كانال به تصرف نیروهای قرارگاه كربلا درآمدند. نیروهای قرارگاه نجف نیز ضمن تصرف سومین موضع هلالی شكل، روی دژ مرزی پیشروی كرد. همچنین، قوای قرارگاه قدس حركت خود را در شرق نهر دوعیجی آغاز كرده و ضمن پاكسازی مواضع هلالی شكل سوم و چهارم، به جاده شلمچه دست یافتند و در نتیجه، یگان‌های دو قرارگاه قدس و نجف موفق شدند اهداف مرحله اول عملیات را تامین كنند.

 در ادامه، یگان‌های قرارگاه قدس به منظور تصرف خط دشمن در مجاورت نهر جاسم به پیش رفتند، لیكن به دلیل مقاومت نیروهای عراقی كه تا صبح روز بعد ادامه داشت، مجبور شدند تا خطر نهر دوعیجی عقب‌نشینی كنند.

 ساعت 9 صبح فشار هوایی و بمباران خطوط عملیاتی و عقبه‌های خودی همراه با بكارگیری سلاح‌های شیمیایی افزایش یافت و دشمن توانست نیروهای مستقر در محور كانال ماهی را عقب براند.

 در شب چهارم نیز طرح عملیات شب قبل مجدداً تكرار شد و همه یگان‌ها - به جز یك یگان كه وارد بوارین شده بود - پس از انهدام نیرو و در نهایت با روشن شدن آسمان به خطوط پدافندی روز قبل خود بازگشتند تا برای آغاز ماموریت بعدی آماده شوند.

 در ابتدای روز چهارم، پاتك دشمن به جزیره بوارین آغاز شد كه با تلاش نیروهای قرارگاه نجف این پاتك با ناكامی مواجه گردید. در محور قرارگاه كربلا نیز برای حفظ مواضع جناح راست و تثبیت موقعیت در منطقه كانال پرورش ماهی، نیروهای خودی به رها كردن آب مبادرت ورزیدند. به این ترتیب، پیشروی در این محور متوقف شد و عملیات با دو هدف اصلی تصرف خط نهر جاسم و پاكسازی جزیره بوارین ادامه یافت.

 از ساعت 3 بامداد روز پنجم عملیات، دشمن پاتك خود را در غرب كانال ماهی همراه با شدیدترین و پرحجم‌ترین آتش توپخانه در طول جنگ آغاز كرد و نهایتاً پس از حدود 5/2 ساعت تنها توانست دو موضع هلالی شكل را بازپس گیرد.

 با فرا رسیدن شب، یگان‌های قرارگاه نجف ماموریت دیگری را با هدف تصرف كامل بوارین و مقر دشمن آغاز كردند و موفق شدند فقط به هدف دوم (تصرف مقر دشمن) دست یابند.

 در روزها و شبهای بعد نیز ، رزمندگان خودی طی درگیری‌های متعدد توانستند علاوه بر استقرار در شرق نهر جاسم، قسمتی از غرب این نهر را به عنوان سرپل به دست آورند.

 متقابلاً، دشمن در حالی كه تلفات بسیاری را متحمل شده و زمین ارزشمند شرق نهر جاسم را از دست داده بود، با تداوم عملیات در غرب این نهر و پذیرش تلفات بیشتر، سرانجام برای جلوگیری از پیشروی قوای نظامی سپاه پاسداران، تعداد زیادی از یگان‌های خود را وارد منطقه كرد.

 در این میان، با توجه به مشكلات، موانع و كمبودهای موجود به نظر می‌رسید تداوم عملیات در غرب نهر جاسم و دستیابی به كانال زوجی به سهولت امكان‌پذیر نیست. بنابراین، در تاریخ 7/11/1365 مقرر شد مهلت دوهفته‌ای به یگان‌های عمل كننده -فرصت بازسازی و تجدید قوا - داده شود تا آمادگی لازم را برای ادامه عملیات بیابند.

 در شامگاه مورخ 3/12/1365، مرحله تكمیلی عملیات آغاز شد و نیروها با پیشروی در محور نهرجاسم موفق گردیدند چهارراه شلمچه را به تصرف خود درآوردند. متقابلاً، دشمن نیز با فرارسیدن صبح، علاوه بر انجام سه مورد پاتك - همراه با استفاده از سلاح شیمیایی - خطوط خود در این محور را تقویت كرد.

 در ادامه عملیات، نیروهای خودی موفق شدند تا روز 13/12/1365 ضمن پیشروی در غرب كانال ماهی و تصرف هلالی شكل شوم و نیز تسخیر یكی از مستحكمترین قرارگاه‌های دشمن در منطقه، به انهدام نیروهای دشمن بپردازند.

 

 نتایج عملیات

عبور از موانع نفوذناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه‌ای اهمیت یافت كه متعاقب این عملیات:

موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این كشور به مراكز اقتصادی، صنعتی و مسكونی ایران بار دیگر آغاز شد.

اوضاع جبهه‌های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یكی از ارزنده‌ترین تجارب نظامی خود را كسب كرد. تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطعنامه 598، كه در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران ملحوظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید.

حضور گسترده نظامی امریكا و متحدینش در خلیج فارس آغاز شد و یكی از هواپیماهای مسافربری ایران توسط ناوگان امریكا ساقط گردید.

 آخرین آمار انهدام نیروی دشمن از شروع عملیات كربلا 5 تا پس از عملیات تكمیلی كربلا 5 به شرح زیر است:

الف- انهدام 55 تیپ زرهی، مكانیزه، نیروی مخصوص و پیاده به میزان 100% و 67 تیپ به میزان 50%

ب- كشته شدن حدود 30 هزار نفر و مجروح شدن حدود 70 هزار نفر.

ج- به اسارت درآمدن 2650 نفر

د- انهدام 870 تانك و نفر، 1000 خودرو، 180 توپ صحرایی، 120 توپ ضدهوایی،400 خمپاره انداز و تفنگ 106 میلمتری، 45 هواپیما و 7 هلی‌كوپتر

ه- اغتنام 230 تانك و نفربر، 200 خودرو، 20 توپ صحرایی، 100 توپ ضدهوایی،250 خمپاره‌انداز و تفنگ 106 میلیمتری و 100 دستگاه مهندسی.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عمليات, كربلاي ‌5 ÷ کربلای پنج


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات کربلای 4

عملیات کربلای 4


نام‌ عمليات: كربلاي‌ 4 (آبي‌ - خاكي)

زمان‌ اجرا: 3/10/1365

مدت‌ اجرا: 2 روز

تلفات‌ دشمن‌: ۷۰۶۰ كشته، زخمي‌ و اسير

رمز عمليات: محمد رسول‌ الله

مكان‌ اجرا: جزاير دهانه‌ شمال‌ غربي‌ خليج‌ فارس‌ - جنوبي‌ترين‌ محور جنگ‌

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

اهداف‌ عمليات: تهديد شهر بصره‌ از سمت‌ جنوب‌ و تصرف‌ جزيره‌ ام‌ الرصاص‌ و ابوالخطيب‌ عراق‌ و محاصره‌ نيروهاي‌ دشمن‌ در شبه‌ جزيره‌

براساس راهبرد نظامی ارائه شده از سوی سپاه پاسداران به مسئولین کشور، برای نیل به پیروزی در جنگ می بایست در جبهه جنوب، جاده های شمالی و جنوبی بصره و نیز در جبهه شمالی، جاده های مواصلاتی کرکوک به بغداد قطع و یا تهدید شوند و در نتیجه، صدور نفت عراق به خارج کاملا قطع گردد و سپس حرکت اصلی به سمت بغداد آغاز شود.

بر همین اساس، محاصره و سپس تصرف شهر بصره به عنوان هدف عملیات اصلی سپاه پاسداران در سال 1365 مورد توجه قرار گرفت که برای تحقق آن به کارگیری حدود 500 گردان و آن هم از سه محور ضرورت یافت لیکن به دلیل مشکلاتی همچون ضعف امکانات نظامی تنها یک محور به عنوان تنها راه باقی مانده جنگ در جبهه جنوب انتخاب شد.

به عبارت دیگر، پس از حذف دو محور احاطه ای (هور و فاو) منطقه شلمچه و ابوالخصیب به منظور انجام عملیاتی بزرگ و سرنوشت ساز برگزیده شد.


اهداف عملیات

 تصرف شهر بصره و تهدید جاده صفران بصره


منطقه عملیات

منطقه عملیاتی ابوالخصیب و شلمچه دارای ارزش ها و ویژگی های مهم سیاسی و نظامی است و می توان آن را مهم ترین منطقه عملیاتی در جبهه جنوب دانست.

مرکز این منطقه، نخلستان های اطراف اروندرود حد فاصل جزیره بلجانیه تا بصره است که عرض آن 4 تا 5 کیلومتر و طول آن حدود 15 کیلومتر می باشد.

زمین منطقه عملیاتی از دو جهت دارای خصوصیات مهمی می باشد:

1- وجود نهرها و کانال های کشاورزی که عمق مناسبی دارد و از آن ها می توان برای پدافند استفاده کرد.

2- جناحین منطقه عملیاتی که از شمال به آب گرفتگی شلمچه و کانال ماهی گیری و از جنوب به خور زبیر و زمین های باتلاقی اطراف آن منتهی می شود و دشمن در آن قدرت پاتک ندارد.


استعداد دشمن

شمال منطقه عملیاتی در حوزه استحفاظی سپاه سوم و جنوب آن در حوزه استحفاظی سپاه هفتم عراق قرار داشت. لشکر 11 پیاده از سپاه سوم و لشکر 15 پیاده از سپاه هفتم در منطقه حضور داشتند. در ذیل اسامی کلیه یگان هایی که قبل و حین عملیات در منطقه حضور یافتند، آورده شده است:

یگان های پیاده

تیپ های 19، 22، 104، 111، 802 ، 805، 107، 102، 702، 420، 421، 429، 45، 112، 47، 23، 238، 436، 802، 501، 402، 117 و 28

یگان های زرهی

تیپ های 16، 30 و یک گردان مستقل

یگان های مکانیزه

تیپ های 25 و 8

گارد ریاست جمهوری

تیپ های 2 و 4 از لشکر1 کماندویی و تیپ های 7 و 8 از لشکر 2 پیاده

نیروی مخصوص

تیپ های 66 و 68

کماندو

تیپ4 کماندویی ستاد کل و گردان کماندویی لشکر 26

جیش الشعبی

قاطع 58 المثنی

قوای خودی

هدایت فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) سپاه پاسداران بود و چهار قرارگاه عملیاتی نیز اجرای آن را بر عهده داشتند.


قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت :لشکر 19 فجر

لشکر 5 نصر

لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع)

لشکر 155 ویژه شهدا

تیپ 21 امام رضا (ع)

تیپ 57 حضرت اباالفضل (ع)

تیپ 12 حضرت قائم (ع)

4 گردان توپخانه

قرارگاه قدس و لشکر 25 کربلا هدایت نیروهای زیر به عهده داشتند

لشکر 41 ثارالله (ع)

لشکر 10 سید الشهدا(ع)

4 گردان توپخانه

قرارگاه کربلا

لشکر 27 محمد رسول الله (ص)

لشکر 14 امام حسین (ع)

لشکر 8 نجف اشرف

لشکر 31 عاشورا

تیپ 44 قمربنی هاشم (ع)

لشکر 32 انصار الحسین (ع)

4 گردان توپخانه

قرارگاه نوح هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت

لشکر 7 ولی عصر (عج)

تیپ 33 المهدی (عج)

تیپ 18 الغدیر

ناو تیپ امیرالمومنین (ع)

4 گردان و 1 آتش بار توپخانه

هم چنین، دو تیپ توپخانه تحت امر قرارگاه مرکزی بودند

تیپ 63 خاتم الانبیاء (ص) با 4 گردان و 2 آتش بار

تیپ 15 خرداد با 4 گردان و 2 آتش بار

ضمناً از مجموع 352 گردان مورد نیاز، حدود 250 گردان آماده گردید که یگان های عمل کننده هر یک بین 7 تا 24 گردان را سازماندهی کرده و در خود جای دادند.


طرح عملیات

چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو به این دلیل که به لحاظ مانور، آتش، عقبه و پشتیبانی به هم وابسته اند برای انجام این عملیات بزرگ انتخاب گردید. بر همین اساس، هر یک از چهار منطقه فوق به عنوان خط حد یک قرارگاه عملیاتی تعیین شد:

قرارگاه نجف: از شمال پنج ضلعی شلمچه تا جزایر بوارین و ام الطویله پیشروی در محور شلمچه

قرارگاه قدس: انجام حرکت اصلی عملیات با عبور از تنگه ام الرصاص بوارین و پیشروی در محور پتروشیمی و ابوالخصیب.

قرارگاه کربلا: مقابله با پاتک دشمن از مقابل جزیره ام الرصاص، تامین کل منطقه و پیشروی تا جاده دوم و سوم.

قرارگاه نوح: تامین جناح چپ و پیشروی در مقابل جزیره مینو.

هم چنین، یگان های تحت امر این قرارگاه ها می بایست طی شش مرحله به اهداف نهایی خود از شمال به تنومه و از جنوب به پشت کانال بصره برسند.


شرح عملیات

عملیات می بایست در ساعت 22:30 مورخ 3/10/1365 آغاز شود. به همین خاطر غواص های خودی ساعاتی قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور، با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای خودی شلیک می کردند. در مجموع، عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری یگان ها با توجه به نوع وضعیت و هوشیاری و عکس العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل، درگیری را آغاز می کردند. در این حال، رمز عملیات (یا محمد) حدود ساعت 22:45 اعلام شد و نیروهای عمل کننده فقط توانستند در جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه نفوذ کنند و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه نمایند.

در مقابل، نیروهای دشمن با پرتاب پی در پی منور و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض (عقبه برخی از یگان ها) و هم چنین اجرای آتش موثر روی رودخانه اروند، عملا سازمان غواص ها و نیز نیروهای موج دوم و سوم را به هم زد. به طوری که نیروهای یگان های مجاور بعضا پراکنده شده و اغلب نمی توانستند روی هدف عمل نمایند.

یکی از مناطق حساس عملیات، جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص بوارین جلوگیری کرد. مضافا به این که به خاطر حساسیتی که دشمن نسبت به ام الرصاص داشت، در پدافند آن از 9 رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می شد، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت، مقاومت می کرد.

در این حال، با توجه به هوشیاری دشمن، امکان ادامه عملیات میسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.

 

نتایج عملیات

میزان تلفات و ضایعات وارده بر دشمن به شرح ذیل می باشد:

حدود 8000 کشته و زخمی

حدود 60 اسیر

انهدام حدود 70 دستگاه زرهی، مکانیزه و خودرو

انهدام تعداد زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات کربلای 4 ÷ کربلای چهار


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات کربلای1

عملیات کربلای1


نام عملیات : کربلای 1

زمان اجرا : 9/4/1365

مدت اجرا : 10 روز

مکان اجرا : منطقه عملیاتی دشت مهران جبهه میانی جنگ

رمز عملیات : یا ابوالفضل العباس(ع)

ارگان های عمل کننده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

اهداف عملیات : بازپس گیری دوباره شهر مهران و ارتفاعات مرزی منطقه و سرکوب و منفعل کردن دشمن

 به دنبال عملیات غافلگیر کننده والفجر 8 و تصرف شهر استراتژیک فاو توسط رزمندگان اسلام و به هم خوردن توازن سیاسی نظامی به نفع جمهوری اسلامی، رژیم عراق شیوه ای جدید برگزید و درصدد فعال شدن در جبهه زمینی و موضع تهاجمی برآمد و این استراتژی را بعد از اشغال مهران، به استراتژی دفاع متحرک نامگذاری کرد.

 عراق می کوشید تا با ادامه عملیات های خود نقاط دیگری را تصرف کند. ادامه چنین وضعیتی می توانست عواقب وخیمی را هم از بُعد نظامی و هم از بُعد سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشته باشد . بر همین اساس، برای مقابله با حرکت جدید عراق انجام عملیات برای آزاد سازی شهر مهران و ارتفاعات آن مورد تاکید قرار گرفت.

 این استراتژی بعد از بازپس گیری منطقه والفجر 9 (منطقه چوارتا) که از تاریخ 16/12/64 شروع شد، در تاریخ 27/2/65، با آزاد سازی مهران به اوج خود رسید و با ضربه سختی که دشمن در جریان این آزاد سازی متحمل شد، پایان یافت.

 از هنگام شروع تهاجم جدید ارتش عراق، وحدت و هم دلی نیروهای رزمنده ایرانی به شکل زیبایی جلوه گر شد و برادران ارتشی، سپاهی و بسیج مردمی پا به پای هم در مقابل تهاجم دشمن به مقاومتی دلیرانه دست زدند.

  حمله عراق به مهران

 ارتش عراق، ساعت یک بامداد 27/2/65، در منطقه مهران دست به تهاجم زد و شهر و حومه آن و برخی از ارتفاعات منطقه را تصرف کرد. در این زمان واحدهای ارتشی، مرکب از 6 گردان پیاده و 2 گردان زرهی، مسئولیت خطوط پدافندی را در این منطقه به عهده داشت و نیروهای سپاه نیز ، پشتیبانی از این منطقه را به طور کامل بر عهده نگرفته بود.

 

 اهداف عملیات

 باز پس گیری شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاویزان و دستیابی به مرز و تامین کل منطقه.

  منطقه عملیات

 منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک، از غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهران آباد، و از شرق به جاده مهران دهلران منتهی می شد.

 پس از اشغال مهران، استحکامات و موانع متعددی توسط دشمن ایجاد شد. در محور شمالی (جاده ایلام مهران و باغ کشاورزی) هفت ردیف مین همراه با کانال و بیش از پنج ردیف سیم خاردار رشته ای وجود داشت. در محور میانی (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران مهران) به لحاظ کوهستانی بودن منطقه، استحکامات نسبتاً ضعیف بود. در محور جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) سنگرهای کمین و در بعضی شیارها، یک ردیف سیم خاردار و مین وجود داشت.

 

 استعداد دشمن

 منطقه مورد نظر برای عملیات، تحت مسئولیت لشکر 17 زرهی از سپاه دوم عراق بود. حفظ پدافندی این لشکر از رودخانه کنجاپنجم به سمت میان کوه امتداد می یافت. علاوه بر یگان های سازمانی این لشکر (تیپ های 70 زرهی، 59 زرهی و 705 پیاده) یگان های زیر نیز تحت امر آن بودند:

 - تیپ های 433 ، 417 و 425 پیاده.

 - تیپ 1 کماندویی و گردان کماندو لشکر 40 پیاده.

 با شروع عملیات، یگان های زیر نیز وارد منطقه شدند:

 - تیپ 1 مکانیزه، 4 و 5 پیاده، 3 نیروی مخصوص، 2 و 10 زرهی از گارد ریاست جمهوری.

 - تیپ های 71، 72 و 3 پیاده از لشکر 35 پیاده.

 - تیپ های 501، 113، 95، 118 و 108 پیاده.

 - تیپ 24 مکانیزه.

 - تیپ های 2، 3 و 5 کماندو، گردان کماندویی لشکر 20 پیاده و گردان کماندویی لشکر 2 پیاده.

 - تیپ 65 نیروی مخصوص.

 - گردان های 763، 110، 15، 766، 217، 238، 53، 247 و 489 توپخانه.

 

قوای خودی

 قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

 - لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با 7 گردان پیاده + گردان تانک.

 - لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 3 گردان پیاده + 1 گروهان تانک.

 - لشکر 5 نصر با 3 گردان پیاده.

 - لشکر 25 کربلا با 4 گردان پیاده + 1 گردان تانک.

 - لشکر 10 سید الشهدا (ع) با 3 گردان پیاده.

 - لشکر 41 ثارالله (ع) با 4 گردان پیاده + گردان تانک.

 - تیپ مستقل 21 امام رضا (ع) با 2 گردان پیاده.

 - تیپ مستقل 15 امام حسن (ع) با 5 گردان پیاده.

 - تیپ مستقل 662 بیت المقدس با 2 گردان پیاده .

 - گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار با 1 گروهان تانک.

 - 2 گردان توپخانه سپاه + 4 گردان توپخانه ارتش.

 

طرح عملیات

 تلاش اصلی بر انجام عملیات از محور ارتفاعات قلاویزان و یال های آن تا رودخانه گاوی در نظر گرفته شد. بر همین اساس، عملیات در سه مرحله به ترتیب زیر طراحی گردید:

 مرحله اول؛ تامین ارتفاعات قلاویزان ایران تا روستای امام زاده سید حسن.

 مرحله دوم؛ تامین ارتفاعات جبل حمرین تا شیار مگ سوخته و در امتداد آن، تامین روستاهای بهین، بهروزان و هرمزآباد

 مرحله سوم؛ تصرف خاکریز عملیات والفجر 3، که روستای فرخ آباد تا زیر ارتفاعات 223 قلاویزان داشت و در نتیجه مهران در این مرحله تامین گردید.

 

شرح عملیات

 مرحله اول عملیات در ساعت 22:30 روز 9/4/1365 با رمز یا ابا الفضل العباس، ادرکنی آغاز شد و نیروهای خودی در اغلب محورها خطوط دشمن را شکسته و تا قبل از روشنایی صبح ضمن انهدام بیش از 10 گردان پیاده عراق، اهداف مرحله اول و قسمتی از مرحله دوم عملیات را به تصرف درآوردند.

 ساعاتی بعد، دشمن با به کارگیری نیروهای احتیاط خود به محور امامزاده سید حسن پاتک کرد که با مقابله قوای خودی خنثی شد. سپس، یگان های خودی با مشاهده از هم گسیختگی نیروهای دشمن، عملیات را طی روز اول بدون وقفه ادامه دادند.

 در شب دوم، کلیه یگان های عمل کننده ضمن پیشروی در باقی مانده محدوده مرحله دوم عملیات، تا قبل از روشنایی صبح، خط سراسری از هرمزآباد تا شیار مگ سوخته را کاملا تامین کرده و مقداری از محدوده مرحله سوم عملیات را نیز تامین کردند.

 از آغاز روز دوم (11/4/1365) عملیات در کلیه محورها ادامه یافت و نیروهای رزمنده ضمن به اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای دشمن، به باغ کشاورزی وارد شدند و سپس در حدود ساعت 12 این روز نیز شهر مهران آزاد شد.

 ساعت 6 صبح روز سوم، دو تیپ گارد ریاست جمهوری به ارتفاع 210 پاتک کرد، پس از یک درگیری سخت ارتفاع مذکور را تصرف کرد. به همین خاطر، نیروهای خودی مستقر در این منطقه حدود 200 متر عقب آمدند.

 در ادامه عملیات، رزمندگان از محورهای قلعه کهنه و فرخ آباد به طرف تپه های غلامی و پاسگاه دراجی حرکت کرده ضمن پاکسازی کامل منطقه، تعداد زیادی از نیروهای دشمن را به اسارت درآوردند.

 در جریان مرحله چهارم عملیات، که از ساعت 24 روز 12/4/1365 آغاز شد، با ورود قوای خودی به روستای فیروز آباد، دشمن عقب نشینی کرد. سپس، خاکریزی از فیروزآباد تا یال های ارتفاعات قلاویزان احداث کردند. درگیری، همچنان در اطراف ارتفاعات 223 ادامه داشت و دشمن، فشاری قابل ملاحظه در نقاط مختلف وارد کرده، تنها ارتفاعات فوق را در تصرف خود نگه داشته بود. حدود ساعت 7 صبح روز چهارم (13/4/1365) پاتک شدید دشمن روی ارتفاعات قلعه آویزان به منظور تصرف قله 200 شروع شد؛ لیکن با مقاومت و حملات پی در پی قوای خودی، این پاتک شکست خورد.

 در روز پنجم، ارتفاع 210 مجددا به تصرف نیروی خودی درآمد و در سحرگاه روز ششم نیز رزمندگان در مرحله پنجم عملیات با حمله به ارتفاع 223، ضمن تامین اهداف تعیین شده، قرارگاه تاکتیکی لشکر 17 زرهی عراق را به تصرف درآوردند.

 در تاریخ 18/4/1365، علاوه بر تصرف باقی مانده یال های غربی ارتفاع 223، قرارگاه تاکتیکی تیپ 24 مکانیزه عراق منهدم و فرمانده آن به همراه تعدادی دیگر اسیر شد.

 ارزیابی عملیات کربلای 1

 عملیات موفق کربلای یک، پایانی بود بر استراتژی دفاع متحرک عراق و نیز نقطه شروع امیدوار کننده ای برای نیروهای خودی جهت انجام عملیات محدود ایذایی.

 منفعل کردن سیاست تهاجمی عراق، هدف عمده ای بود که نیروها به خوبی توانستند به آن دست یابند.

 سرعت عمل، اعتقاد یگان ها، حفاظت عملیات، فریب دشمن، تناسب نیروها با طرح عملیات، انجام کارهای مهندسی لازم و ... از جمله عوامل بارز و موثر در این عملیات بود.

 نتایج عملیات

طی این عملیات، منطقه ای به وسعت 175 کیلومتر مربع از خاک ایران و نیز عراق شامل شهر مهران و روستاهای اطراف آن، جاده دهلران مهران ایران ، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین و نیز دو پاسگاه مرزی آزاد شد. هم چنین عقبه های دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیر قوای خودی قرار گرفت .

در این عملیات، 1210 نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات کربلای 1 ÷ کربلای یک


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات والفجر 8

عملیات والفجر 8:

نام عمليات : والفجر 8 (فاو)

زمان اجرا : 20/11/1364

رمز عملیات : يا فاطمه الزهرا(سلام‌ الله‌ عليها)

 مكان اجرا : منطقه عملیاتی اروند جزیره فاو عراق جنوبی ترین محور جنگ

تلفات دشمن (کشته ، اسیر و زخمی) : 57000

ارگان هاي عمل كننده : رزمندگان سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

اهداف عمليات : در هم شکستن ماشین جنگی عراق ، فتح شهر مهم فاو ، قطع ارتباط دریایی عراق با خلیج فارس و تهدید شهر بصره عراق

پیروزی های جمهوری اسلامی با فتح خرمشهر به اوج خود رسید، غرب به منظور فراهم آوردن شرایط مناسب در تحمیل صلح و سازش به جمهوری اسلامی، تلاش اصلی را معطوف بر حفظ صدام کرد. بدین ترتیب از یک سو پافشاری و تصمیم قطعی غرب مبنی بر حفظ صدام و از سوی دیگر، عزم راسخ جمهوری اسلامی جهت حصول به اهداف حقه خود در جنگ و تسلیم نشدن در برابر فشارهای همه جانبه استکبار، به نوعی، حالت نه جنگ، نه صلح را میان طرفین حاکم کرد. در واقع حفظ صدام و بازداشتن ایران از پافشاری روی آرمان های خود، برقراری موازنه قوا بود. از این رو افزایش و تقویت توانایی های تکنولوژی عراق به ویژه نیروی هوایی، در دستور کار استکبار قرار گرفت و به دنبال آن دشمن سعی کرد فضا را به طور مطلق در اختیار بگیرد تا شاید به این وسیله به لحاظ ضعف های متعددی که داشت، صحنه جنگ را از میدان رزم زمینی به آسمان، دریا و شهرها بکشاند.


گذشته از استراتژی غرب و حمایت های همه جانبه علمی و نظیر از رژیم عراق، رژیم بعثی نیز تمامی توان خود را در جهت پشتیبانی و پاسخ گویی به نیازهای جنگ قرار داد.

اجتناب از جنگ در زمین مسطح پس از عملیات های والفجر مقدماتی و والفجر 10 و در پی آن ابتکار عملیات در هورالهویزه طی دو عملیات بزرگ خیبر و بدر به خصوص خیبر موجب انفعال رژیم عراق و ایجاد نگرانی در میان حامیان منطقه ای و بین المللی او گردید، و متقابلا جمهوری اسلامی ایران که ابتکار عمل و برتری سیاسی و نظامی را همچنان در دست داشت، زمینه عملیات بعدی را با استفاده از تجربه عملیات در هور فراهم نمود.

در این میان، عاملی که مجوب شد طراحان نظامی در انتخاب منطقه بعدی برای عملیات دقت بیشتری به عمل آورند، این بود که هیچ یک از عملیات های انجام شده پس از فتح خرمشهر دارای نتایجی نبود که قادر باشد برتری تعیین کننده ای را نصیب ایران کند. از این رو، لازم بود حرکت جدیدی در صحنه جنگ انجام شود که با آنچه از اول جنگ تا آن زمان به وقوع پیوسته بود، متفاوت باشد و فرماندهان نظامی عراق نیزاز پیش بینی آن ناتوان باشند. این حرکت، عبور از رودخانه عریضی همچون اروند و تسخیر منطقه مهم شبه جزیره فاو بود.

اهداف عملیات

 به لحاظ موقعیت جغرافیایی شمال خلیج فارس و منطقه فاو، عملیات والفجر 8 از اهداف سیاسی نظامی ویژه ای برخوردار بود که مهم ترین آن ها عبارت بودند از:

 ·         تصرف شهر فاو و تاسیسات بندری آن.

 ·         هم مرزی با کویت.

 ·         تهدید بندر ام القصر.

 ·         انهدام و یا تصرف سکوهای پرتاب موشک.

 ·         تامین خورموسی و تردد کشتی ها به بندر امام خمینی.

 ·         تسلط بر اروندرود.

 ·         انسداد راه ورود عراق به خلیج فارس.

  ویژگی های منطقه فاو

 منطقه فاو علاوه بر ارزش سیاسی نظامی، به لحاظ فراهم سازی امکان حضور مقتدرانه ایران در خاک عراق و موقعیت جغرافیایی و طبیعی، دارای ارزش استراتژیک نیز بود و هم چنین معضلات ناشی از عدم تامین مناطق عملیاتی پیشین و مقابله با فشارهای دشمن پس از تصرف منطقه را هم مرتفع می کرد، زیرا با تلاقی بودن سواحل رودخانه اروند درهر دو سو و نیز وجود عارضه کارخانه نمک، عملا بیشتر زمین منطقه را برای دشمن غیر قابل استفاده کرده بود و این مساله کارایی زرهی ارتش عراق را کاهش می داد. همچنین احاطه آب از سه قسمت موجب شده بود، پدافند در برابر دشمن تنها در یک سمت انجام شود و آسیب پذیری از جناحین را کاهش دهد.

 علاوه بر این ها، کوتاه بودن عقبه نیروهای خودی، پوشش مناسب منطقه برای پدافند هوایی، تسلط آتش بر روی خطوط و عقبه دشمن، امکان رعایت اصل غافلگیری، محدود بودن زمین و عمق قابل دسترس، از جمله عواملی بودند که بر میزان امیدواری ها نسبت به کسب پیروزی می افزود. اما در عین حال با توجه به ویژگی های خاص منطقه، مساله عبور از رودخانه و پشتیبانی عملیات، احداث پل، تردد قایق ها به ساحل دشمن و پهلو گرفتن آن ها در ساحل رودخانه ها، هر کدام به عنوان موانعی بودند که برداشتن آن ها از سر راه به سادگی امکان پذیر نبود. به همین دلیل در طرح ریزی عملیات، تدابیر ویژه ای برای رفع آن ها اتخاذ شد.

 منطقه عملیات

از آن جایی که زمین منطقه در میان آب محصور است، تحت تاثیر جذر و مد آب خلیج فارس و رطوبت دائم حاصل از آن می باشد. به همین دلیل، قسمت عمده ای از زمین منطقه باتلاقی، نمک زار و سست می باشد.

ارتفاع آب رود اروند، که از دریا تاثیر می پذیرد، در عمیق ترین قسمت رودخانه به 25 متر می رسد . در ساحل رودخانه پوششی از چولان (بوته های بلند) و نی وجود دارد. ارتفاع چولان ها حداکثر 5/1 متر و ارتفاع نی ها 3 تا 4 متر می باشد؛ به گونه ای که انسان به راحتی می تواند در میان آن مخفی شود.هم چنین نخلستان بزرگی در ساحل خودی و دشمن، که عمق آن بین 2 تا 5 کیلومتر متغیر است، وجود دارد که زمین اطراف آن اغلب سست است.

 

 استعداد دشمن

 منطقه عملیاتی در حوزه استحفاظی سپاه هفتم عراق قرار داشت. منطقه مسئولیت این سپاه از ابوالخصیب تا راس البیشه و قرارگاه تاکتیکی آن در ابوالخصیب بود و طول خط پدافندی اروند رود را با دو لشکر 15 و 26 پیاده و یگان هایی از نیروی دریایی پوشانده بود.

 لشکر 15 پیاده با یگان های زیر از ابوالخصیب تا جنوب سیبه مقابل پالایشگاه آبادان گسترش داشت:

 ·         تیپ های 8 ، 104، 401، 436 و 439 پیاده.

 ·         دوگردان کماندویی.

 ·         پنج گردان تانک و نفربر.

 ·         پنج گردان جیش الشعبی.

 ·         گردان های 15 و 20 توپخانه.

 لشکر 26 پیاده نیز با یگان های زیر از جنوب زیادیه تا راس البیشه مستقر بود:

 ·         تیپ های 107، 113، 110 و 111 پیاده.

 ·         تیپ 440 و 441 پیاده ساحلی.

 ·        ناو تیپ های 7 و 72 دریایی.

 ·         گردان 22 دفاع الواجبات.

 ·         دو گردان کماندو.

 ·         دوگردان تانک و نفربر.

 ·         چهار گردان جیش الشعبی.

 ·         گردان های 22، 94، 79، 33 و 632 توپخانه.

 با شروع عملیات، لشکرهای زیر نیز وارد منطقه شدند:

 ·         10، 12، 6، 3 زرهی.

 ·         2، 11، 4، 8، 7، 17، 19و 18 پیاده.

 ·         5 و 1 مکانیزه.

 ·         دفاع ساحلی .

 ·         گارد ریاست جمهوری.

 در مجموع، یگان هایی که قبل و حین عملیات والفجر 8 در منطقه فاو حضور یافتند، برحسب تیپ و یا گردان مستقل به قرار ذیل می باشد:

 الف پیاده:

 تیپ های 414، 29، 702، 704، 442، 502، 111، 110، 104، 47، 501، 419، 48، 39، 22، 23، 2، 602، 603، 703، 96، 95، 108، 421، 424 و5

 ب پیاده ساحلی:

 تیپ های 440، 441 و 443.

 ج زرهی:

 تیپ های 30، 16، 34، 42، 26 و گردان های تانک 17 تموز، الرافدین، ذوالنورین و گردان 43 از لشکر 5.

 د مکانیزه:

 تیپ های 25، 20، 15، 8 و 24.

 هـ نیروی مخصوص:

 تیپ های 65، 66 و 68.

 و گارد ریاست جمهوری:

 تیپ 1 مکانیزه:

 ·         2 کماندو

 ·         3 نیروی مخصوص

 ·         4 مکانیزه

 ·         10 زرهی

 ·         یک گردان کماندویی

 ز کماندو:

 ·         تیپ های کماندویی سپاه های 3، 4، 6 و 7.

 ·         تیپ 73 از لشکر 17.

 ·         گردان حطین.

 ·         گردان 5 از لشکر 26.

 ·         گردان کماندویی لشکر 15.

 ح جیش الشعبی:

 شش قاطع جیش الشعبی تحت امر لشکر 26.

 

 قوای خودی

 قرارگاه خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هدایت و اجرای عملیات را با دو قرارگاه عملیاتی کربلا و نوح بر عهده داشت. یگان های تحت امر این قرارگاه ها نیز به ترتیب زیر بودند:

 قرارگاه کربلا (محور شمالی) هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:

 ·         لشکر 27 محمد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم.

 ·         لشکر 25 کربلا.

 ·         لشکر 7 ولی عصر (عج).

 ·         لشکر 31 عاشورا.

 ·         لشکر 5 نصر.

 ·         لشکر 8 نجف اشرف.

 ·         لشکر 14 امام حسین علیه‌السلام.

 ·         لشکر 17 علی ابن ابی طالب علیه‌السلام.

 ·         تیپ مستقل 32 انصارالحسین علیه‌السلام.

 ·         تیپ مستقل 15 امام حسن علیه‌السلام.

 ·         تیپ مستقل 44 قمر بنی هاشم علیه‌السلام.

 قرارگاه نوح :

 ·         لشکر 19 فجر.

 ·         تیپ مستقل 33 المهدی (عج).

 ·         16 گردان از توپخانه

 هم چنین، چهار قرارگاه فرعی با ماموریت های جداگانه به شرح ذیل تشکیل شدند:

 1- قرارگاه یونس 1: تحت امر قرارگاه نوح بود با ناو تیپ کوثر ماموریت تصرف اسکله العمیه را بر عهده داشت.

2- قرارگاه یونس 2: قرارگاه عملیاتی نیروی دریایی ارتش و تحت امر قرارگاه خاتم الانبیاء بود و ماموریت تصرف اسکله الکبر را بر عهده داشت.

3- قرارگاه رعد: قرارگاه عملیاتی نیروی هوایی ارتش بود و ماموریت پشتیبانی هوایی و پدافند هوایی را بر عهده داشت.

4- قرارگاه شهید سلیمان خاطر: قرارگاه عملیاتی هوانیروز بود با ماموریت تشکیل تیم آتش، تخلیه مجروح و هلی برد نیرو.

ضمناً قرارگاه قدس نیز به سه تیپ 21 امام رضا علیه‌السلام، 10 سیدالشهدا و 18 الغدیر ماموریت تک پشتیبانی در محور بوارین را بر عهده داشت.


 

طرح عملیات

در طراحی مانور عملیات، دو عامل به طور قابل ملاحظه ای موثر بودند:

  1. تجارب عملیات بدر.

  2. پیچیدگی ها و ویژگی های خاص عملیات والفجر 8.

اگر سپاه پاسداران تجربه گران بهای دو عملیات خیبر و بدر در هورالهویزه را به همراه نداشت، قطعا طراحی عملیات والفجر 8 با مشکل روبه رو می شد.

در طراحی مانور این عملیات چند مساله حایز اهمیت بود که عبارتند از:

·         آگاهی از چگونگی و حالت های خاص آب اروند در نوبت های خاص هفته، ساعت، شب و روز و... .

·         عملیات عبور غواص ها از رودخانه.

·         عملیات شکستن خط و پاکسازی سرپل به دست آمده.

·         مرحله بندی عملیات

.·         توسعه در عمق.


نسبت به درک حالت های مختلف آب اروند رود، ماه ها کار صورت گرفت و با جمع بندی اطلاعات موجود در تاریخچه این رودخانه و نیز شرایط جوی منطقه خسروآباد و فاو طی بیست ساله گذشته که از اداره هواشناسی گرفته شد، هیچ گونه مشکلی به نظر نمی رسید.

 در مورد عملیات عبور غواص ها از رودخانه آموزش و تمرین های زیادی انجام شد. این اقدام برگرفته از تجربه عملیات بدر بود. این عملیات، اوج خطرپذیری نیروهای انقلاب را به نمایش گذاشت. در این باره، یکی از نگرانی های اصلی، تاثیر جریان آب بر حرکت غواص ها و دور شدن آن ها از هدف خاص واگذار شده به آن ها بود.

 مرحله بندی عملیات، پی بردن به نحوه عبور از رودخانه، چگونگی شکستن خط و گرفتن سرپل و چگونگی هوشیاری دشمن قطعا نیازمند حضور در غرب اروند و شناخت بیشتری از واکنش های دشمن بود. با توجه به عکس، نقشه و اطلاعات به دست آمده از زمین، چهار مرحله برای عملیات مشخص گردید:

 1- عبور از رودخانه و شکستن خط و پاکسازی سرپل به دست آمده.

 2- تصرف شهر فاو، رسیدن به خورعبدالله و استقرار در منطقه مثلثی شکل شمال شهر. هم چنین، استقرار در پایگاه دوم موشکی در شمال غربی شهر.

 3- پیشروی تا ابتدای کارخانه نمک و تشکیل خط دفاعی به موازات این منطقه از ساحل تا خورعبدالله.

4- رسیدن به زمین انتهای کارخانه نمک و کانال انتهای کارخانه واقع در جاده ام القصر تا ساحل رودخانه.

 

ماموریت مرحله اول به عهده لشکرهای 7 ولی عصر، 5 نصر، 41 ثارالله، 31 عاشورا، 25 کربلا، 14 امام حسین علیه‌السلام و تیپ های 44 قمر بنی هاشم و 33 المهدی بود.

در مرحله دوم، لشکرهای 27 محمد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، 17 علی ابن ابی طالبعلیه‌السلام و در مرحله سوم لشکرهای 8 نجف و 31 عاشورا برای تحقق طرح مانور لحاظ شدند. در مرحله چهارم نیز همه یگان ها برای انجام عملیات مدنظر بودند.در خصوص توسعه در عمق باید متذکر شد در عملیات های بزرگی که پس از فتح خرمشهر انجام شد، همواره میان عمق بخشیدن به عملیات وتوان موجود از یک سو، و هماهنگی پیشروی با پشتیبانی عملیات از لحاظ مهندسی و ... از سوی دیگر، تعارض وجود داشت. در این عملیات توسعه در عمق و استمرار عملیات مورد توجه بود.

شرح عملیات

سرانجام پس از حل معضلات اساسی عملیات و تکمیل طرح مانور و تامین پشتیبانی های مورد نظر و سازماندهی قرارگاه ها و یگان ها، دستور انجام عملیات در ساعت 22:10 تاریخ 20/11/1364، توسط فرمانده کل سپاه با قرائت رمز عملیات به این شرح، صادر شد:

بسم الله ارحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. قاتلو هم حتی لا تکون فتنه. یا فاطمةالزهرا، یا فاطمةالزهرا، یا فاطمةالزهرا.

یگان های نیروی زمینی سپاه با پشتیبانی آتش طرح ریزی شده، تهاجم خود را در محورهای مورد نظر آغاز و مبادرت به شکستن خط کردند.گسترش وضعیت و تامین هدف های عملیات در همان شب اول چنان غیر منتظره بود که نیروهای پشتیبان که می بایستی برای تامین مراحل بعدی عملیات در صبح یا شب دوم عملیات به کار گرفته می شدند، در ساعت 12 همان شب وارد منطقه شدند. پس از پاکسازی خط اول، در ادامه کار دو مساله عمده در پیش روی رزمندگان قرار داشت:

یکی دور زدن و محاصره شهر و حضور در محور ساحلی واقع در جناح شمالی. حضور در محوریادشده، نقش موثری را در مقابله با پاتک های دشمن و نیز تثبیت و تامین سرپل اولیه داشت لذا دو لشکر پرتوان وقدرتمند سپاه که ماموریت دستیابی به اهداف فوق را داشتند، به منظور پاکسازی والحاق خط اول، تلاش خود را شروع کردند. بدین ترتیب قبل از روشن شدن آزمایش‌های مربوط به هوا و پس از درهم شکستن مقاومت های ضعیف دشمن، یگان مامور جهت تصرف شهر فاو، ابتدا با حضور در مدخل ورودی شهر، به محاصره آن پرداخت.

در جنوب شهر فاو نیز یکی دیگر از یگان ها با طی نمودن مسافت زیادی در عمق، به صورتی باورنکردنی خود را به خور عبدالله رساند و شهر فاو از شمال و جنوب به محاصره درآمد.پاکسازی جنوب شهر فاو و باقی مانده نیروهای پراکنده و غیر منسجم دشمن، که در منطقه به صورت سرگردان حضور داشتند دنبال می شد. با حضور پرقدرت نیروها پس از محاصره شهر فاو در محور ساحلی و نیز دستیابی به خور عبدالله در جنوب فاو، پاکسازی عناصر باقی مانده دشمن در راس البیشه آغاز شد. در نتیجه یگان مامور به تصرف شهر فاو، پس از رفع موانع موجود و مقابله با مقاومت های پراکنده دشمن، توانست با انهدام مقر تیپ 111 و به اسارت گرفتن فرمانده آن، شهر فاو را به صورت کامل پاکسازی کند. در نتیجه تا پایان روز اول، رزمندگان اسلام موفق به تصرف شهر فاو و پاکسازی کامل منطقه و حضور در شمال فاو(محور ساحلی) شدند و بدین ترتیب مراحل اول و عملیات انجام پذیرفت.

دشمن در شرایطی که جمهوری اسلامی را فاقد توانایی و قابلیت اجرای عملیات عبور از رودخانه ارزیابی می کرد، پس از مواجهه با حضور قدرتمندانه نیروهای اسلام در شهر فاو و بعد از گذشت سه روز از شروع عملیات، به تدریج نسبت به ابعاد عملیات فاو هوشیار شده و لشکر گارد را وارد منطقه کرد. شتاب زدگی و عدم توجیه کامل نسبت به منطقه، موجب گردید که نیروهای لشکر گارد سوار برخودرو و در حال حرکت به سمت منطقه درگیری، در محاصره نیروهای خودی افتاده و به هلاکت برسند. از این زمان بود که نبرد سنگین به مدت 75 روز ادامه پیدا کرد.

فاو از حضور تا تثبیت

حضور نظامی ایران در فاو، نشانگر بی ثباتی حکومت بغداد و ضعف و ناتوانی ارتش عراق بود.دشمن پس از ناتوانی در باز پس گیری یک باره فاو، شیوه پیشروی لاک پشتی را آغاز کرد تا بلکه بتواند قسمت های محدودتری را تصرف کند. و خط تبلیغاتی رسانه های جهانی هم در تحرکات نظامی دشمن بی تاثیر نبود، چنانچه نشریه واشنگتن پست طی گزارشی نوشت:«عراق نمی تواند اجازه دهد ایرانی ها در این شهر باقی بمانند، زیرا این مساله به احتمال قوی عواقبی تضعیف کننده از نظر روحی و سیاسی در داخل عراق و نیز در کشورهای همسایه خواهد داشت... تصرف شبه جزیره فاو توسط نیروهای ایران و غافلگیری عراقی ها، به طوری که هنوز هم موفق به بیرون راندن سربازان ایرانی از منطقه نشده اند، بغداد را سخت سرافکنده کرده است.»

رادیو بی بی سی نیز طی تفسیری اظهار داشت:

«ایران به خوبی در زمین از عهده نیروها برآمد و تصرف این همه اراضی عراق، ضربه ای تحقیر آمیز به عراق وارد کرده است.»   

 

مشکلات باز پس گیری فاو برای دشمن

 دشمن در انجام پاتک می بایست از نیروی زرهی مکانیزه استفاده می کرد که با توجه به باتلاقی بودن زمین عمدتا محدود به جاده می شد و این وضعیت با توجه به آتش توپخانه بر روی جاده ها و حضور قدرتمند نیروهای ایران در آن جا، امکان مانور را از دشمن می گرفت. به علاوه نظر به این که قسمتی از منطقه پوشیده ازنخل است، راه حل دیگر جنگ تن به تن در نخلستان بود. اما نیروهای دشمن توانایی و روحیه مناسب برای این کار را نداشتند.

 تلاش های دشمن در این فاصله عمدتا در سه محور خلاصه می شود:

   1. ادامه پاتک در برخی از محورها، خصوصا کارخانه نمک و جاده ام القصر.

   2. گسترش عقبه ها و احداث جاده و مواضع جدید توپخانه و ... .

   3. طراحی استراتژی دفاع متحرک.

 دشمن به منظور حل بحران های ناشی از فتح فاو و ضایعات وارده به ارتش خود، علی رغم رکود جبهه ها و نیز عدم توانایی در عقب راندن نیروهای خودی، مکررا تبلیغاتی را مبنی بر بازپسگیری منطقه عملیاتی والفجر 8، انجام می داد



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات والفجر 8 ÷ والفجر هشت


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات قادر

12.00

عملیات قادر

نخستین عملیات مستقل ارتش پس از عملیات بدر


نام عملیات: قادر (سه مرحله پیوسته(

زمان اجرا: 24/4/1364

مدت اجرا: 2 ماه

تلفات دشمن (کشته، زخمی و اسیر): 1020

رمز عملیات: یا صاحب الزمان

مکان اجرا: غرب شهر اشنویه ایران ـ شمالی‌ترین نقطه از خط جنگ

ارگان‌های عمل‌کننده: نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی

اهداف عملیات: آزاد‌سازی بلندی‌های منطقه معروف به کلاشین


شرح عملیات

عملیات «قادر» در 24 تیر ماه 1364 نخستین عملیات مستقل ارتش پس از عملیات بدر بود و سرهنگ «علی صیاد شیرازی» فرماندهی آن را بر عهده داشت. در این عملیات یگان‌هایی از سپاه و ارتش حضور داشتند.این عملیات دو ماهه طی سه مرحله و با نامهای قادر 1، 2 و 3 اجرا شد و هدف از انجام آن در غرب، تسلط بر شهر «سیدکان» استان «اربیل» عراق و آزادسازی بلندی‌های منطقه بود. رزمندگان ایرانی در ساعت 2 بامداد با رمز «یا صاحب الزمان (عج)» خطوط پدافندی دشمن را شکافته و از غرب شهر «اشنویه» ایران به سوی بلندی‌های «کلاشین» عراق پیشروی کردند. در هر یک از مراحل این عملیات هدف‌هایی تأمین شد، اما عواملی هم‌چون پاتک‌های سنگین دشمن سبب گردید تا سرانجام این عملیات در تاریخ 18 شهریور ماه 1364 با عدم موفقیت کامل روبرو گردد و تنها به انهدام نیروها و ماشین جنگی دشمن اکتفا شود. سرهنگ «حسن آبشناسان» فرمانده تیپ 23 نوهد نیروهای تکاور ارتش در روند این عملیات به شهادت رسید.نتیجه این عملیات پیوسته، آزادسازی بلند‌ی‌های «سر سپندار»، «کلازرده» و «بربرزیندوست»، آسیب 3 گردان پیاده کماندویی از سپاه پنجم عراق و کشته و زخمی شدن و اسارت 1020 تن از نیروهای دشمن بود.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات قادر


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات بدر

12.00

عملیات بدر

نام‌ عمليات: بدر (آبی - خاکی)

زمان‌ اجرا: 20/12/1363 مدت اجرا : 8 روز

تلفات‌ دشمن‌:18200 (كشته، زخمي‌ و اسير)

رمز عمليات: یا فاطمه الزهرا (س)

مكان‌ اجرا: منطقه‌ هورالهویزه جبهه جنوبی در شرق بصره عراق

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ با همکاری‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌

اهداف‌ عمليات: دست اندازی و تسلط بر جاده بصره العماره عراق ، راهیابی به مرکز اصلی هورهای غرب رودخانه دجله و انهدام نیروهای ارتش عراق در ادامه اهداف عملیات خیبر

 

بعد از عملیات خیبر، دشمن علاوه بر سازماندهی سپاه های اول، دوم، سوم و چهارم، اقدام به تشکیل فرماندهی شرق دجله و رده های مواضع پدافندی در سراسر منطقه جنوب کرد و در مسیر آب راه ها و در داخل نیزارها کمین هایی قرار داد تا در صورت هجوم نیروهای ایرانی، نقش هشدار دهنده و تاخیری داشته باشند و از نزدیکی نیروهای شناسایی به خط دشمن نیز ممانعت به عمل آورد و به منظور زیر نظر داشتن هرگونه تحرک و داشتن دید کلی بر هور و اطراف آن دکل های متعددی را نصب کرد. گذشته از کمین و نصب دکل ها، در آب راه ها موانع قابل ملاحظه ای ایجاد کرد که گذشتن از آن ها بسیار سخت و بلکه غیر ممکن می نمود. بعد از این موانع، سیل بندی هم مشرف بر آب به عرض 12 متر و ارتفاع 2 متر احداث کرده و بر روی آن سنگرهای متعددی تعبیه، که از سه جهت، دارای دید کافی بر روی آب بود.

 در حالی که دستیابی به یک جناح از دشمن در شمال بصره و قطع جاده مهم بصره العماره، که می توانست منطقه مانور مناسبی را برای عملیات های آینده به سمت بصره و یا العماره باز نموده و دروازه جدیدی را برای ورود به مناطق خشکی جدید بگشاید، هم چنان به عنوان یک هدف مهم تلقی می شد؛ عواملی هم چون تجربیات به دست آمده از عملیات خیبر در خصوص الزامات پشتیبانی و تاکتیکی و عملیات آبی و خاکی، جبران بسیاری از نواقص و کمبودهای مهندسی موجود در عملیات مذکور، در اختیار داشتن جزایر مجنون به عنوان مناطق واسط و سرپل که امکان تمرکز نیروها و انتقال تجهیزات به جلو را تسهیل می نمود، موجب شدند منطقه غرب هورالهویزه مجدداً برای انجام عملیات بزرگ بعدی انتخاب گردد.

 اهداف عملیات

 دستیابی و تسلط بر جاده العماره بصره و نیز راهیابی به مرکز اصلی هورهای غرب دجله که استان های ناصریه، بصره و العماره را احاطه کرده است و هم چنین تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نیرو از جمله اهداف این عملیات بود.

 هم چنین تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نیرو از جمله اهداف این عملیات بود. هم چنین، پاکسازی پاسگاه های ترابه، بلال، ابولیله و نیز روستاهای البیضه، الصخره، پَد خندق و انهدام پل های العزیر، خندق و ... در حد شمالی منطقه عملیات؛ و پاکسازی روستاها و انهدام پل هایی همچون جوبیر و ... در حد جنوبی منطقه در دستور عملیات بود.

  منطقه عملیات

 منطقه عملیات در غرب هورالهویزه واقع است که از شمال به ترابه و زجیه و از جنوب به القرنه و کانال سوئیب محدود می گردد. این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است: یک خشکی در قسمت غربی که حداقل عرض آن 2 کیلومتر در زجیه و حداکثر عرض آن 8 تا 9 کیلومتر در عزیر و الهاله می باشد و 2 هور بزرگ (هورالهویزه در شرق و هورالحمار در غرب) این خشکی را احاطه نموده اند.

 طول منطقه عملیات از ترابه تا الهویدی حدود 50 کیلومتر می باشد. زمین آن از جنس خاک رس نمکی و به حالت گرد است. در نزدیکی سیل بندهای هور نیز با نشست آب، منطقه حالت باتلاقی به خود می گیرد.

 هم چنین، منطقه مذکور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می شود که 4/3 خشکی منطقه در شرق رودخانه واقع است. جاده حساس و مهم بغداد بصره نیز در غرب رودخانه واقع است.

 وسعت کل منطقه عملیات اعم از خشکی و هور 1000 کیلومتر مربع می باشد که 250 کیلومتر مربع آن خشکی و مابقی آن هور می باشد، دراین منطقه یکی از بزرگ ترین ذخایر نفت عراق موجود می باشد که دولت عراق مشغول بررسی و نقشه برداری آن شده بود.

  استعداد دشمن

 از منطقه قلعه صالح تا نهر سوئیب تحت فرماندهی نیروهای شرق دجله بود. استعداد و نحوه گسترش یگان های دشمن به صورت زیر بود:

 الف فرماندهی دفاع الاهوار؛ از قلعه صالح تا الکساره:

 دو گردان کماندویی یوسف و عبدالله از لشکر 10.

 تیپ 2 کماندویی سپاه چهارم .

 ب لشکر 35 پیاده؛ از منطقه الکساره تا نهر روطه.

 تیپ 429 پیاده با پیاده با 3 گردان .

 تیپ 94 پیاده با 3 گردان.

 قاطع القادسیه، خالد، الصنادیه، صدام، دینار الثانی.

 دو گردان کماندویی الفیحا و محمد قاسم از لشکر 5 مکانیزه.

 نیروهای کماندو الشیبانی.

 4 گردان تانک .

 5 گردان توپخانه.

 ج- فرماندهی نیروهای دفاع از بصره، از نهر روطه تا نهر سوئیب :

 تیپ 93 پیاده با 3 گردان.

 تیپ 703 پیاده با 3 گردان.

 قاطع الشهید .

 یک گردان تانک.

 یک گردان توپخانه.

 د- لشکر 31 پیاده ، از نهر سوئیب تاپاسگاه طلائیه:

 تیپ 118 پیاده.

 تیپ 49 پیاده.

 تیپ 605 پیاده.

 سه گردان توپخانه.

  نیروهايی که دشمن حین عملیات برای پاتک وارد منطقه کرد نیز عبارت بودند از:

 لشکر 10 زرهی با تیپ های 17 و 42 زرهی و 24 مکانیزه.

لشکر گارد ریاست جمهوری با تیپ های 1 مکانیزه، 2 زرهی، 3 نیروی مخصوص و 4 زرهی.

لشکر 4 پیاده کوهستانی با تیپ های 5، 18 و 29 پیاده.

لشکر 6 زرهی با تیپ های 16 و 30 زرهی و 25 مکانیزه.

لشکر 1 مکانیزه با تیپ های 27 مکانیزه، 34 زرهی و 51 مختلط.

لشکر 5 مکانیزه با تیپ های 20 و 15 مکانیزه.

تیپ های 65، 66 و 68 نیروی مخصوص.

تیپ 10 زرهی.

قوای خودی

نیروهای عمل کننده در منطقه تحت پوشش سه قرارگاه عملیاتی و با فرماندهی مرکزی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم به شرح زیر تشکیل گردیده بود:

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر 25 کربلا.

لشکر 14 امام حسین علیه السلام.

لشکر 5 نصر.

لشکر 7 ولی عصر (عج).

تیپ 15 امام حسن علیه السلام.

تیپ 18 الغدیر.

تیپ 21 امام رضا علیه السلام.

گردان های ویژه شهید صدر.

گروه 22 توپخانه (2 گردان).

گروه 40 توپخانه رسالت (1 آتشبار).

لشکر 77 پیاده ارتش.

محدوده عملیاتی قرارگاه نجف: از منطقه ترابه تا آب راه نینوا .

قرارگاه کربلا تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام.

لشکر 31 عاشورا.

لشکر 8 نجف اشرف.

لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.

تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم علیه السلام.

لشکر 21 پیاده ارتش با 9 گردان پیاده، 2 گردان مکانیزه و 3 گردان تانک.

لشکر 28 پیاده ارتش.

گردان های 327، 350، 347، القارعه، 397، 372، 364 و 343 توپخانه.

محدود عملیاتی قرارگاه کربلا: از جنوب خط حد قرارگاه نجف تا شمال پَد الهویدی 

قرارگاه نوح تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

 لشکر 41 ثارا... .

 تیپ احمد ابن موسی.

 محدوده عملیاتی قرارگاه نوح: از پد الهویدی تا کانال سوئیب.

 هم چنین، دو قرارگاه ظفر 1 و 2 تحت نظر قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم برای قرارگاه های نجف و کربلا منظور شده بود:

 الف قرارگاه ظفر 1

 از سپاه، تیپ ویژه شهدا

 از ارتش، تیپ 1 از لشکر 23 نوهد

 ب قرارگاه ظفر 2

 از سپاه، تیپ مستقل 33 المهدی (عج)

 از ارتش، تیپ مستقل 55 هوابرد (4)

 در مجموع، نیروهای عمل کننده سپاه عبارت بودند از: 345/31 بسیج، 964/13وظیفه و 17010 پاسدار.

  طرح عملیات

 برای انجام عملیات، منطقه مورد نظر به دو محور شمالی و جنوبی تقسیم شد. محور شمالی به قرارگاه نجف، و محور جنوبی به قرارگاه کربلا واگذار شد.

 قرارگاه نجف از شمال البیضه تا امتداد آب راه جمل، و قرارگاه کربلا از شمال، مقابل آب راه جمل و روستای نخیره در شرق دجله؛ و از جنوب، منطقه القرنه (خط الهاله) وارد عمل می شدند. قرارگاه نوح علیه السلام نیز ماموریت داشت ضمن تصرف پدافندی و گسترش در آن محور، به سوی پل زردان پیشروی کند و سپس کانال سوئیب را شکافته و آب را به سمت بصره جاری نماید.

 هم چنین به دو قرارگاه فرعی ظفر و نجف 2 ماموریت های جداگانه ای به صورت احتیاط و نیز انجام عملیات فریب واگذار شد. به این ترتیب که قرارگاه ظفر می باید آماده می شد تا در صورت امکان به طریق هلی برد از العزیز به طرف شمال در غرب روخانه دجله حرکت کند. نجف 2 نیز ماموریت اجرای آتش روی جاده العماره بصره و شمال پل العزیر به عهده داشت.

  شرح عملیات

 عملیات در ساعت 23 روز 20/12/1363 با اسم رمز مبارک یاالله، یاالله، یاالله و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهراسلام‌الله‌علیه آغاز گردید و در همان ساعات اولیه، تمامی خطوط و استحکامات دشمن به سرعت در هم کوبیده شد.

 در منطقه قرارگاه کربلا، لشکرهای 8 و 31 به سرعت خود رابه خط دوم دشمن رسانده و در ساعت 2 بامداد پس از پاکسازی این خط که دارای تعدادی مین پراکنده نیز بود، به سمت دجله حرکت نمودند. تیپ 44 نیز پس از شکستن خط اول، سریعا یک گردان 110 نفری انفجار را به همراه مواد لازم از روی جاده خاکی جوبیر به سمت پل فرستاد و در ساعت 02:30 اعلام کرد که پل بتونی جوبیر را از دوطرف منهدم نموده است.

 در منطقه قرارگاه نجف، به علت وجود چند کمین در فاصله زیادی از خطوط اول دشمن، موج دوم نیروها که می بایست از آبراه های اصلی حرکت کنند با این کمین ها درگیر و در نتیجه متوقف شدند و تا ساعاتی بعد مشغول پاکسازی منطقه گردیدند.

 یکی از یگان های قرارگاه نوح نیز در قسمت پَد الهویدی و سیل بند اول دشمن به سیم های خاردار و موانع دشمن برخورد کرد و سپس با تعویض محور و حل مشکلات در ساعت 3 بامداد خط اول را شکسته و پاکسازی پَد الهویدی را تا ساعت 03:20 به پایان رساند و سپس به سمت داخل پیشروی کرد.

 در آغاز روشنایی صبح (ساعت 6) قرارگاه نجف پاکسازی خط اول خود را به جز البیضه به اتمام رساند در حالی که واحدهایی از لشکرهای 7، 5 و 14 روی خط دوم درگیر بودند. در این میان، نیروهای لشکر 25 به علت طولانی بودن مسیر خود تا صبح به هدف نرسیده و به عقب بازگشتند. منطقه ترابه نیز به طور کامل پاکسازی گردید.

 پس از الحاق نیروهای قرارگاه کربلا در خطوط اول و دوم، لشکر 17 از سمت شمال به سمت دجله اقدام به پدافند به سمت شمال نمود و واحدهایی از لشکرهای 8 و 31 به کنار دجله رسیدند.

 در منطقه قرارگاه نوح نیز لشکر 41، پَد الهویدی و سیل بند اول را پاکسازی کرد.

 با شروع روشنایی صبح، پاتک های دشمن نیز آغاز شد. فشارهای ممتد دشمن در طول روز اول منجر به بازپس گیری پَد الهویدی و رخنه محدود در چند محور دیگر گردید. در شب دوم، واحدهایی از قرارگاه نجف در محور چهارراه دوم پَد خندق و جنوب آن وارد عمل شدند. لیکن با مقاومت دشمن مجبور شدند به مواضع قبلی خود بازگردند. در این میان، قرارگاه کربلا موفق شد منطقه پیشرفتگی رودخانه دجله و جنوب جوبیر(کیسه ای) را تصرف و تامین نماید. هم چنین، واحدهایی از این قرارگاه موفق شدند خود را به دجله رسانده و ضمن وارد آوردن ضربات موثری بر دشمن، رو به جنوب پدافند نمایند.

 با شروع روشنایی صبح روز دوم، پاتک های دشمن با شدت بیشتری آغاز گردید و تا پایان این روز موفق به تصرف سیل بند دوم و الصخره و رخنه در برخی نقاط سیل بند اول در جنوب و شمال پَد خندق گردید.

 در منطقه قرارگاه کربلا، پاتک های دشمن عمدتاً از منطقه الهاله به سمت همایون انجام شد که پس از انهدام تعدادی تانک و نفربر و به گل نشستن تعدادی دیگر، دشمن بدون نتیجه عقب نشست.

 در روز سوم عملیات، با بمباران هوایی دشمن تعدادی از واحدهای قرارگاه نجف در وضع نامناسبی قرار گرفتند. چهار راه پَد خندق نیز به دست دشمن افتاد و نیروهای خودی در 600 متری شرق این چهار راه مستقر گردیدند.

 در شب و روز چهارم عملیات، واحدهای قرارگاه نجف در شمال چهارراه پَد خندق به دلیل عدم الحاق به جنوب و نیز فشار دشمن، به مواضع اولیه خود عقب نشینی کردند. هم چنین یکی از واحدهای قرارگاه کربلا از خط صفین 3 به سمت شمال تک نمود که در بعضی از محورها تا جاده خندق پیشروی کرد، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه و نیز عدم الحاق با نیروهای قرارگاه نجف مجبور شد به خط صفین 3 باز گردد. سپس، پاتک های شدید دشمن به خط پدافندی صفین 3 آغاز شد. در این پاتک ها، دشمن نتوانست رخنه ای در خط پدافندی مذکور ایجاد کند.

 در شب پنجم، قرارگاه کربلا با نیروهای باقی مانده خود به غرب دجله تک نمود. اگر چه این قرارگاه توانست ضمن انهدام نیروهای دشمن مستقر در شرق برگراه، قسمت اعظم پل ابوعران را تخریب کند، لیکن با فشارها دشمن از سمت شمال، جنوب و جنوب شرقی تا صبح روز پنجم (25/12/1363) مجبور شد منطقه غرب دجله رابه جز سیل بند غربی در داخل کیسه ای را تخلیه کند.

 با روشنایی صبح روز پنجم پاتک های دشمن با شدت تمام آغاز گردید و تا بعد از ظهر این روز دشمن موفق به ایجاد رخنه در کناره شرقی دجله و برهم زدن آرایش پدافندی خودی گردید. آتش توپخانه دشمن نیز از این روز شدت گرفته و خطوط اول و دوم و سیل بند عقب آب راه ها را مورد هدف قرار داد.

 با روشنایی صبح روز ششم، پاتک های دشمن ادامه یافت که در ساعت 10 صبح خط صفین 3 به طور کامل به پشت جاده النهیر، جمل 3 منتقل شد. با فشار دشمن و پراکندگی واحد های خودی وضعیت خط بسیار نامساعد بود. بر همین اساس و به دلیل عدم تضمین برای حفظ خط پَدافندی شمال منطقه با توجه به این که در صورت شکستن خط فوق، تمامی نیروهای منطقه درخطر انهدام قرار می گرفتند، تصمیم گرفته شد عقب نشینی شود. این عقب نشینی از ساعت 5 بعد از ظهر 26/12/1363 آغاز شد و تا ساعت 10 شب به پایان رسید و پل پَد چهارم در چند نقطه منهدم و قطع گردید. منطقه ترابه و پَد خندق تا 700 متری شرق چهار راه پَد در دست نیروهای خودی باقی ماند.

 در شب 2/1/1364 دشمن به روستای ترابه پاتک کرد که با دادن 16 اسیر و تعدادی تلفات مجبور شد عقب نشینی کند.

  نتایج عملیات

طی عملیات بدر علاوه بر تلفات سنگین که به دشمن وارد شد، بیش از 500 کیلومتر مربع از منطقه هور از جمله روستاهای ترابه، لحوک، نهروان، فجره و نیز جاده خندق به طول 13 کیلومتر، که فاصله آن با جاده العماره بصره 6 کیلومتر است، به تصرف نیروهای خودی درآمد. لازم به ذکر است که پس از این عملیات، عراق با استفاده از پشتیبانی هوایی و موشکی خود به حملات گسترده به شهرها و مناطق مسکونی و نیز کشتی های حامل نفت ایران مبادرت ورزید.

تلفات و خسارات وارده به دشمن

تلفات و خسارات وارده به دشمن طی عملیات بدر به شرح ذیل می باشد: کشته و زخمی شدن بیش از ده هزار نفر. به اسارت در آمدن 3200 نفر. انهدام 250 تانک و نفربر انهدام 40 قبضه انواع توپ. انهدام 200 خودرو. انهدام 60 قبضه انواع خمپاره انداز. انهدام 15 دستگاه مهندسی. انهدام 4 هواپیمای PC – V . انهدام 2 هواپیمای میگ و سوخو. انهدام 4 هلی کوپتر. به غنیمت گرفته شدن 50 قبضه انواع خمپاره انداز. به غنیمت گرفته شدن 2 دستگاه رازیت.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات بدر


شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱
ن : محمد نصر

عملیات خیبر

عملیات خیبر

نام‌ عمليات: خيبر

زمان‌ اجرا: سوم اسفندماه ۱۳۶۲
تلفات‌ دشمن‌ : ۱۶۱۴۰ كشته زخمي

رمز عمليات: يا رسول‌ الله (ص)

مكان‌ اجرا: هورالهويزه‌ - جبهه‌ جنوبي‌ جنگ‌

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ در جزاير مجنون‌ و هورالهویزه و ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در پاسگاه‌ زيد

اهداف‌ عمليات: ادامه‌ تاكتيك‌ تعقيب‌ متجاوز، ضربه‌ زدن‌ به‌ ماشين‌ جنگي‌ دشمن‌ و به‌ كارگيري‌ ابتكار عمل‌ و تهديد جاده‌ بغداد - بصره‌ و تصرف‌ و تأمين‌ جزاير مجنون‌ و بخشي‌ از هورالهويزه‌

 پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی سراسر ارتش عراق، دشمن برای دست یابی به پدافند مطمئن تدابیری به کار بست؛ به گونه ای که در مناطق کوهستانی، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشت؛ و در مناطق پست، با به کارگیری موانع مصنوعی موقعیت خود را تحکیم بخشید. در عین حال، دشمن از موانع طبیعی نیز به منظور ایجاد اطمینان بیشتر بهره می گرفت. در این میان، رودخانه عریض اروند و منطقه وسیع هورالعظیم از نگرانی دشمن نسبت به تهاجم قوای ایران کاسته بود. این موضوع در منطقه هورالعظیم بیشتر مشهود بود، به طوری که دشمن هیچ گونه مانعی را برای ایجاد پدافند در غرب این منطقه در نظر نگرفته بود. عراق هرگز نمی پنداشت آب گرفتگی وسیع هورالعظیم برای نیروهای پیاده ایران قابل عبور باشد؛ و نیز گمان نمی کرد قوای مسلح ایران تلاش اصلی خود را در این منطقه قرار دهند.

 هم چنین عراق در سال های سوم و چهارم جنگ تاکتیک های جدیدی اتخاذ کرد، که طبعا نیازمند به کارگیری تاکتیک ها و تدابیر جدید بود. به منظور برهم زدن معادله نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی و به دست گرفتن ابتکار عمل، منطقه هور با سه ویژگی انتخاب گردید:

 ضعف و ناتوانی دشمن در عملیات آبی خاکی،سرعت عمل،غافلگیری.

 منطقه هور با توجه به تجارب به دست آمده از عملیات رمضان تا والفجر 4 و با در نظر گرفتن توان خودی و دشمن، و نیز نقش زمین و تاثیر گذاری آن، انتخاب شد. نظر به راکد بودن نسبی آب هور و وسعت بیش از اندازه آن، که طبعاً منجر به طولانی شدن عقبه های نیروهای خودی می شد و نیز فقدان زمین مناسب جهت قدرتمندی و قابلیت های نیروهای خود (پس از عملیات رمضان تا قبل از خیبر)، از جمله شرایط و عواملی بود که موجب می شد دشمن تصور عملیات گسترده را از طرف هور نداشته باشد و همین تصور باعث گردید که عراق، از جزایر مجنون شمالی و جنوبی و شرقی دجله تنها با چند گردان پدافند نماید.

 در این میان، اجرای عملیات والفجر مقدماتی در منطقه شمال هور، به رغم نتایج غیرمطلوب آن، نتیجه ای بزرگ هر چند غیر مستقیم بر جای گذارد. عملیات در منطقه چزابه، شناسایی موقعیت ضعیف دشمن در منطقه هور را در پی داشت.

 فرماندهان سپاه پاسداران که به مناسبت عملیات والفجر مقدماتی در آن منطقه حضور یافته بودند، با مشاهده نقاط ضعف دشمن، سریعاً به طراحی عملیات خیبر پرداختند و با استفاده از تجربه حاصل از عملیات والفجر مقدماتی، ضریب امنیت را شدت بخشیده و رعایت حفاظت اطلاعات را اصل قرار دادند. مضافاً به این که دو نکته مهم دیگر در دستور کار قرار گرفت. نکته اول، فعالیت های شناسایی بود که با توجه به رعایت اصل حفاظت، به نیروهای بومی سپاه خوزستان واگذار شد.

 نکته دوم، تغییر در سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد قابلیت عملیات آبی خاکی بود که باید متحقق می شد ، بر همین اساس، یگان دریایی سپاه (قرارگاه نوح) تشکیل شد. در عین حال، برای جلوگیری از هوشیاری دشمن، قرارگاه دریایی سپاه در بوشهر فعال گردید تا به این وسیله تلاش جدید به منظور افزایش فعالیت در خلیج فارس تلقی گردد.

  اهداف عملیات

 هدف از عملیات خیبر عبارت بود از انهدام نیروهای سپاه سوم عراق، تامین جزایر مجنون شمالی و جنوبی، ادامه تک از جزایر و محور طلائیه به سمت نشوه و الحاق به نیروهایی که از محور زید به دشمن حمله می کردند. در نظر بود که خشکی شرق دجله از طریق هور تصرف شود تا دشمن نتواند از سمت شمال سپاه سوم را تقویت کند.

 منطقه عملیات

منطقه عملیاتی که در شرق رودخانه دجله و داخل هورالهویزه واقع شده است، از شمال به العزیر و از جنوب به القرنه طلائیه محدود می گردد. این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است: هور و خشکی. قسمت خشکی، که حداقل عرض آن 8 کیلومتر و حداکثر 10 کیلومتر است، توسط دو هور بزرگ هورالهویزه در شرق و هورالحمار در غرب آن احاطه شده است. هم چنین، منطقه مذکور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقی غربی تقسیم می شود که 3/4 آن در شرق رودخانه قرار دارد. جاده مواصلاتی عماره بصره نیز در غرب رودخانه واقع است. در داخل منطقه مزبور جزایر شمالی و جنوبی مجنون واقع است. هم چنین تاسیسات دیگری وجود دارد که عبارتند از: دکل های برق، دکل های تقویتی رادیو و تلویزیون، تاسیسات و کارخانجات کاغذ سازی، چاه های نفت و ... هور منطقه ای است هم سطح دریا که در بعضی مناطق سطح آب آن 2 تا 3 متر بالاتر از آب دریاست و به طور کلی نسبت به مناطق هم جوار گود می باشد و در مسیر رودخانه های قدیمی و دایمی به وجود می آید و دارای روییدنی هایی به شرح زیر است: نی با ارتفاع 2 تا 7 متر که عمدتاً در جاهای عمیق می روید. بردی(1) که معمولاً ارتفاع آن بین 1 تا 2 متر است. چولان(2) که در جاهای کم عمق می روید و ارتفاع آن کمتر از 50 سانتی متر است. به علت پوشش فشرده سطح هور از نی، بردی و چولان، تردد در آن تنها از معابری خاص (آبراه ها، نهر ها و یا محل عبور حیوانات وحشی) امکان پذیر است.

علت انتخاب هور

علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شد، علت انتخاب هور به لحاظ عوامل زیر بود:

پرهیز از تک جبهه ای (حمله رویاروی و مستقیم به دشمن را تک جبهه ای می گویند). حمله به جناح دشمن؛ شکل حضور دشمن در منطقه شرق بصره به گونه ای بود که الحاق نیروهای خودی در طلائیه و سپس رسیدن به عقبه دشمن در نشوه، جناحی عمده از دشمن به تصرف در می آمد که تزلزل خطوط دشمن را در پی داشت. عدم تصور دشمن نسبت به انجام عملیات در هور.

بکر بودن منطقه.

غیرممکن بودن مانور زرهی برای دشمن.

استعداد دشمن

منطقه مورد نظر برای عملیات در حوزه استحفاظی سپاه سوم عراق قرار داشت و در جریان عملیات یگان های زیردر این منطقه حضور یافتند: الف -یگان های پیاده : تیپ های 3، 5، 11، 18، 605، 702، 704، 93، 95، 96، 701، 501، 35، 419، 108، 113، 427، 36، 22، 23، 28، 418، 422، 19 پیاده. ب - یگان های رزهی: تیپ های 30، 16، 6، 56، 14، 26 و 37 زرهی و تیپ 55 مختلط. ج -یگان های مکانیزه:

تیپ های 25، 8، 27، 15 و 20 مکانیزه.

د -گارد مرزی و گارد ریاست جمهوری: تیپ های 5، 8 و 11 گارد مرزی و یک تیپ از گارد ریاست جمهوری. ه- نیروی مخصوص: تیپ 65. و -جیش الشعبی و کماندو: بیش از 10 گردان. ز - توپخانه: حدود 30 گردان.

قوای خودی

هدایت و فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله وسلم بود. دو قرارگاه اصلی (کربلا و نجف) و پنج قرارگاه فرعی (نصر، حنین، بدر، حدید و فتح) تحت امر قرارگاه مرکزی بودند. یگان های عملیاتی نیز به شرح ذیل بود:الف سپاه پاسداران: لشکرهای 5 نصر، 8 نجف اشرف، 31 عاشورا، 19 فجر، 41 ثارالله، 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام، 14امام حسین علیه السلام، 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و 7 ولی عصر(عج).

تیپ های مستقل 15 امام حسن علیه السلام، 10 سید الشهداعلیه السلام، 44 قمر بنی هاشمعلیه السلام، 33 المهدی (عج)، 18 الغدیر و 21 امام رضاعلیه السلام.

تیپ های مستقل زرهی 72 محرم، 20 رمضان و 28 صفر.

یگان دریایی (قرارگاه نوح).

در مجموع، سپاه پاسداران 220 گردان عملیاتی در اختیار داشت و استعداد توپخانه آن نیز 7 گردان بود.

ب - ارتش جمهوری اسلامی:

لشکر های پیاده 77، 21، 28 و 55. لشکرهای زرهی 81، 16 و 92.

قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم به عنوان قرارگاه مرکزی:

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم فرماندهی قرارگاه های فرعی را به عهده داشت:

قرارگاه نصرهدایت لشکر 5 نصر و تیپ 15 امام حسنعلیه السلام را به عهده داشت.

قرارگاه حدید هدایت تیپ 44 قمر بنی هاشم و تیپ 21 امام رضا علیه السلام را به عهده داشت.

قرارگاه فتح هدایت لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و تیپ 33 المهدی (عج)+ تیپ 18 الغدیر را به عده داشت.

قرارگاه حنین هدایت لشکر 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام و لشکر 41 ثارالله و تیپ 10 سیدالشهداعلیه السلام را برعده داشت.

قرارگاه بدر هدایت لشکر 8 نجف، لشکر 31 عاشورا، لشکر 19 فجر را به عهده داشت.

قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عده داشت.

از ارتش لشکرهای 77، 21 و 28 پیاده و لشکر 8 زرهی.

از سپاه لشکر 14 امام حسین علیه السلام، 7 ولی عصر (عج) و تیپ زرهی 72 محرم. لازم به ذکر است که لشکر 16 و 92 زرهی ارتش در حین عملیات به کار گرفته شدند.

طرح عملیات

دو قرارگاه کربلا و نجف ماموریت داشتند ضمن تامین اهداف محوله، روی پل دوعیجی در شمال نشوه (غرب نهر کتیبان) الحاق کرده و سپس به سوی بصره ادامه عملیات دهند. قرارگاه کربلا می بایست با عمل ازمحور زید و چسبیدن به نهر کتیبان جهت مسدود کردن منطقه ورودی دشمن در دو عیجی اقدام می کرد. قرارگاه نجف نیز پس از دستیابی به العزیر و القرنه و تصرف جزایر مجنون و الحاق به طلاییه، جهت بازکردن جاده طلاییه نشوه که تنها امید برای ادامه عملیات و انتقال نیرو و مهمات بود، اقدام نماید. یگان های تحت امر این قرارگاه می باید با عبور از طلاییه به سمت نشوه و تامین آن در پل دوعیجی به قرارگاه کربلا(نیروهای ارتش)ملحق می شدند. قرارگاه نجف برای تصرف اهداف خود به تشکیل پنج قرارگاه فرعی (نصر، بدر، حنین، حدید، فتح) مبادرت می ورزید. قرارگاه دیگری با نام نوحعلیه السلام وظیفه ترابری دریایی و پشتیبانی یگان های عمل کننده را برعهده داشت.

شرح عملیات

نکته قابل توجه قبل از آغاز تک، حضور گسترده نیروهای مانور قدس در مناطق عملیاتی، پس از انجام مانور در مراکز مختلف شهرستان ها بود. علاوه بر این، با توجه به مانور قدس و تهدید و اقدامات جنون آمیز دشمن و حمله موشکی به دزفول و بمباران شهرهای کرمانشاه، ایلام، رامهرمز و ...، جو کلی جنگ در کشور، شکل خاصی به خود گرفته بود. عملیات در ساعت 21:30 روز 3/12/1362 با رمز یا رسول الله آغاز شد. در مرحله اول نیروهای قرارگاه نجف با تهاجم سراسری در مناطقی همچون تنگه و شهر القرنه، جاده بصره العماره و نیز جزایر شمالی و جنوبی مجنون استقرار یافتند. در این میان، قرارگاه کربلا که در محور زید وارد عمل شده بود، با به دست آوردن کمترین موفقیت موجب بازگشت یگان های ارتش به مواضع قبلی خود شد. در مرحله دوم عملیات، دو تلاش اصلی در محور جزایر مجنون و طلاییه به منظور الحاق و سپس پیشروی به سمت نشوه در نظر گرفته شد؛ بنا به عللی پیشروی انجام نشد. در مقابل، دشمن به تدریج خود را بازیافته و پس از کشف اهداف عملیات و محورهای اصلی تک، تلاش اصلی خود را ابتدا روی پاکسازی حوالی جاده بصره العماره گذارد و سپس روی طلاییه متمرکز شد. در ادامه عملیات، پس از آن که محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، لشکر 14 سپاه پاسداران که تحت امر قرارگاه کربلا (ارتش) بود، آزاد شده و به همراه لشکر 27 ماموریت طلاییه را به عهده گرفت. در آن شب نبردی سخت درگرفت که تا صبح به طول انجامید . در این میان، فشار دشمن همچنان ادامه داشت و با آن که محور جاده طلاییه به طول 6 کیلومتر در اختیار نیروهای خودی بود، لیکن وسعت کم منطقه مانور از یک سو و آتش انبوه و بسیار زیاد دشمن از سوی دیگر، امکان پیشروی الحاق با محور جزایر مجنون را ناممکن ساخته بود. به همین خاطر از ادامه عملیات در طلاییه صرف نظر شد و به این ترتیب اهداف عملیات خیبر به حفظ جزایر مجنون محدود شد.

بر همین اساس و با توجه به فشارهای دشمن، مرحله سوم عملیات به منظور تثبیت موفقیت خودی در جزایر انجام شد. دشمن که هر گونه حضور نیروهای ایرانی در هور را خطری برای جاده بصره العماره می دانست با اجرای آتش شدید و توان پیاده وزرهی می کوشید جزایر مجنون را بازپس گیرد. این در حالی بود که نیروهای خودی خسته از چند روز جنگ، نداشتن عقبه نزدیک و نیز عدم حمایت آتش توپخانه، به مقاومت خود ادامه می دادند. متقابلاً، دشمن با تمرکز صدها قبضه توپ روی جزایر و بمباران مداوم آن ها با هواپیما و نیز در اختیار داشتن عقبه خشکی با واحدهای زرهی خود فشارهای متعدد و طاقت فرسایی را وارد می ساخت.

به رغم وضعیت یاد شده، نیروهای خودی می کوشیدند به هر صورت ممکن جزایر را حفظ نمایند. براین اساس، سپاه پاسداران با تمام استعداد خود جهت دفع تهاجم دشمن و حفظ جزایر در آن جا استقرار یافت.

نهایتاً دشمن که در مقابل خود مقاومتی غیر قابل تصور و پیش بینی مشاهده می کرد، به تدریج از بازپس گیری جزایر ناامید شد و به تحکیم مواضع پدافندی خود مبادرت ورزید.

نتایج عملیات

عملیات خیبر که به آزاد سازی منطقه ای به وسعت 1000 کیلومتر مربع در هور، 140 کیلومتر مربع در جزایر مجنون و 40 کیلومتر مربع در طلاییه انجامید، موجب افزایش عزم بین المللی در جهت کنترل ایران و جلوگیری از شکست عراق گردید؛ به گونه ای که از تاریخ 3/12/1362 (زمان آغاز عملیات خیبر) تا تاریخ 30/7/1363 تعداد 474 طرح صلح از سوی 54 کشور مختلف جهان ارایه شد. شورای امنیت سازمان ملل نیز در تاریخ 11/3/1363 قطع نامه 552 خود را در خصوص پایان دادن به جنگ ایران و عراق تصویب نمود. این در حالی بود که هیچ یک از قطع نامه و طرح های مذکور نظر ایران را تامین نمی کرد. هم چنین، در این عملیات فرماندهان جنگ به اهمیت تاثیر تجهیزات دریایی و آبی خاکی برای کسب نتایج مهم و حیاتی پی بردند و نیز سپاه پاسداران به یکی از ضرورت های حساس و حیاتی در تکمیل و توسعه سازمان خود آگاه گردید و آن لزوم ایجاد تقویت و توسعه یگان های دریایی برای انجام عملیات های آبی خاکی بود. این رهیافت، قابلیت سپاه در انجام عملیات عبور از هور و رودخانه های بزرگ را توسعه داد و هسته اصلی عملیات های بدر، والفجر8، کربلا3، 4 و 5 و نیز زمینه ای برای تشکیل نیروی دریایی سپاه پاسداران گردید.

تلفات و ضایعات عراق در این عملیات به شرح ذیل می باشد:

کشته و زخمی شدن حدود 15000 نفر. به اسارت درآمدن 1140 نفر . انهدام 150 تانک و نفربر و 200 خودرو. به غنیمت در آمدن 10 تانک و 60 کامیون. انهدام 21 تیپ به میزان 20 تا 100 درصد



:: موضوعات مرتبط: تاریخ جنگ ایران و عراق
:: برچسب‌ها: عملیات خیبر